اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین اولین مرتبه از مراتب تقوا

14108
عنوان بصری

تبیین اولین مرتبه از مراتب تقوا

20
  • یك شخصی بود در همان زمان سابق یكی از دوستان می‌گفت از اهل علم بود وقتی در خیابان با او ملاقات كرده بود گفت شنیدم شما فلان موقعیت و پست را پیدا كردید، یك مرتبه شخص ناراحت شد، آقا مگر من به شما چه كردم كه شما یك همچنین تهمتی را دارید به من می‌زنید، مگر من چه بدی به شما كرده‌ام! گذشت یك ماه، دوماه، سه ماه، بعد از چند ماه دیگر همین شخص در همان وضعیتی كه او را نسبت به خودش اتهام می‌دید به همان جا رسید و نه تنها به آنجا رسید، خب آن یك چیز معمولی و عادی بود و برای خیلی‌ها هم مستحسن است، ولی صحبت‌هایی كه در یك همچنین موقعیتی می‌كرد صحبت‌هایی بود كه از شأن یك فرد عادی هم پایین‌تر بود، چه شد؟ اینكه قبلا اتهام بود، چه شد یك مرتبه صد و هشتاد درجه این اتهام عوض شد و تبدیل به یك كار مستحسن شد و بلكه ضروری شد و حتی از دیگران هم جلو افتادی، در حرف‌ها و در مسائل و در پیشنهادها و در مطالبی كه گفته می‌شد جلوتر افتادی، مطالبی كه حتی دیگران هم نمی‌گویند حالا باید افراد از شما بشنوند، چرا؟ چون او در آن موقعیت هنوز خودش را نیافته بود، این مطلبی كه بیان كردم برای این است، حالتی داشت كه احساس می‌كرد در یك همچنین حالتی اگر او هم مثل بقیه و سایر افراد باشد مردم نسبت به او فلان نظر را دارند خودش را دور می‌دید اما وقتی ورق برمی‌گردد و با یك وسائل و وسائطی یك همچنین زمینه‌ای فراهم می‌شود و آن شخص در یك همچنین زمینه‌ای قرار می‌گیرد حالش برمی‌گردد، معلوم می‌شود حال آن موقعش مجاز بوده نه حقیقیت، مقطعی بوده نه واقع، تخیلی بوده نه حقیقت، تخیلی بوده خیال می‌كرده نسبت به این مقام و موقعیت چشم ندارد، خیال می‌كرده نسبت به این مسائلی كه دیگران نسبت به آنها كوشا و پر اهتمام و پر حرارت هستند، نسبت به آنها تمایل ندارد بلكه تمایل برعكس دارد، اما وقتی كه با یك زمینه‌هایی قرار می‌گیرد پا را جلوتر می‌گذارد و بقیه كه به گردش نمی‌رسند، صبر كن! كجا داری می‌روی بگذار رفقایت هم برسند! تو كه هشت ماه پیش كه آن‌طور می‌گفتی. چه شد، ملاك‌ها عوض شد، بله ملاك‌ها عوض شد! آسمان و زمین تغییر نكرد، آنچه كه در درون بود ظاهر شد و مشخص شد واقعی در كار نبوده، مشخص شد حقیقتی در پی كار نبوده، خیال بوده، نفسش در آن موقع نسبت به این مسئله این حالت را داشته، حالت تهاجمی، نفور و انكار داشته اما وقتی كه موقعیت عوض می‌شود نفس خودش را با موقعیت جدید چكار می‌كند؟ هماهنگ می‌كند حالا دیگر اینجا بستگی دارد كه این نفسش چقدر می‌تواند در این بین جولان بدهد می‌بینیم نه، دیگران هم پشت سرش گذاشته دارد می‌رود اصلا، با حركت صوت و حركت نور همین‌طور دارد می‌رود جلو، این یك مسئله‌ای است كه وقت گذشته و ما آن مقدماتی كه گفتیم برای رسیدن به اینجا بود.