تبیین اولین مرتبه از مراتب تقوا
3آن دفعه خدمت رفقا عرض كردم، یك دفعه ما در كتاب فروشی رفته بودیم كتاب بخریم كه نگاهمان افتاد به سفر به مكه، گفتیم خب طبعاً حالا طرف رفته یك مطالبی و اسراری بدست آورده و حالاتی پیدا كرده، اینها را در كتاب مینویسد بسیاری افراد میروند مكه سفرنامه مینویسند ما این كتاب را گرفتیم، دیدیم تمام وقت این بنده خدا در آن چهارده روزی كه در مكه بوده است به این گذشته، مسجد الحرام را وجب كرده، چند وجب طولش و عرضش است، دقیقاً این كعبه چند سانت، حتی نوشته بود كه چند سانت و چند میل طول و عرض كعبه است، به جای اینكه تمام ذكر و فكرت متوجه تكبیر و تهلیل باشد، ببینید در اینجا چه كسی آمده و قدم گذاشته، فكرت را متوجه این كردهای كه كعبه چند سانت است و چند متر است، خب به تو چه مربوط است، مگر از تو خواستهاند كه ببینی چند متر و چند سانت است! این فرد تمام ذهن و فكرش متوجه ظاهر است، به اندازه سر سوزنی از آنچه كه نصیب بقیه میشود گیر این نیامده و به آن مطالب نرسیده، فقط نگاه كرده ببیند كه این منارهها تا كجا بالا رفته و این اشیایی كه در این ساختمانها مصرف شده از چه جنسی بوده است.
این مطلبی را كه خدمت رفقا عرض میكنم مطلب بسیار مهمیاست، یكی از مطالب بسیار دقیق سلوك و حركت انسان از عالم ظاهر به عالم باطن و از عالم اعتبار به عالم حقیقت است، این یك مثالش است. ما اگر بخواهیم زندگی خودمان را یكبهیك بررسی كنیم، میبینیم مثل همین سفر مكه است چندان با این مطلب تفاوت ندارد.
امام صادق علیهالسّلام میفرماید: این مطالبی را كه تا بحال من به تو گفتم این مسئله عبودیت، رسیدن به حقائق، كنار گذاشتن اعتبارات و باز كردن چشم به آنچه را كه افراد عادی چشمانشان بسته است، این مطلبی كه انسان جایگاه خودش را در این عالم پیدا كند و توقعی را كه خدای متعال از او در این عالم دارد بفهمد و موقعیت خودش را هباً منثوراً بر باد نهد، استعدادی را كه خدای متعال در او قرار داده است آن استعداد را به اعمال و رفتار كودكانه مصرف نكند، تازه رسیده به اول راه و حالا باید از این به بعد حركت كند و راه برود و باید آن مطالب را یكبهیك، هر ساعت به ساعت و هر دقیقه به دقیقه پیاده كند، این است مطلب.

