حقیقت زهد وتقوا و بیان مراتب زهد دروغین
14این خلافت خلافت الهی است، آن خلافت خلافت شیطان است. ولی در این موقعیت افراد قرار میگیرند حالا آن یك عده خاصی كه آنها آن گردانندگان بودند مثل: مغیرةبنشعبه و عبدالرحمنبنعوف و ابابكر و عثمان و آن عدهای كه منتظر فرصت بودند برای اینكه پیغمبر رحلت كند و بعد آنها نقشه خودشان را جاری كنند آنها یكطرف. این مردم عوام چه؟ این مردم اینها چه؟ اینها كه دور پیغمبر نماز میخواندند اینهایی كه دائماً در صدد اطاعت از دستور پیغمبر بودند اینها چه؟ اینها جایگاه خودشان را نیافته بودند گم كرده بودند؛ به خاطر این تا یك چهره عوض میشود تا یك تظاهری عوض میشود یكدفعه همه حجابها میرود كنار آن صورت باطن میآید رو، صورت باطن هم كه تفاوت میكند؛ حالا یا ابوبكر بالای منبر باشد یا علی باشد فرقی نمیكند یك نمازی در مسجد مدینه برقرار بشود هركه افتاد جلو ما پشت سرش میایستیم، این تفكر تفكر عوام است. یك نمازی برقرار بشود ما كاری نداریم كه امام كیست، یك روزهای برقرار بشود ما نداریم پیشوا چه كسی است و رهبر كه است، یك فرض بكنید كه اسلامی باشد ما كار نداریم آن شخص .... این كار نداریم كار نداریم كار نداریم، كار به آنجایی میرسد كه دختر پیغمبر هم اینطور میشود، امام حسن هم آنطور میشود امام حسین هم در كربلا آنطور میشود. یك یزیدی بهعنوان خلیفه باشد بیخود حسین ابن علی بلند شده حالا آمده راجع به این قضایا! بابا برو در خانهات بنشین چه كار داری به این مسائل چه كار داری؟ بگذار مردم زندگیشان را بكنند چرا آشوب به پا میكنی؟ حالا خود این مردم نامه دادند خود این كوفه برداشته نامه داده. بله، امام حسین وقتیكه یزید به خلافت رسید بر طبق معاهده و مصالحهای كه برادرش امام مجتبی علیه السّلام با معاویه كرد گفت من تسلیم نمیشوم میخواهی بكشی هم بكش این امام حسین. نمیخواهی اینجا در مدینه. قصد قتل حضرت را داشتند بهطوریكه كسی نفهمد حضرت دید نه اینطور نمیشود راحت اینها بزنند و بكشند و بروند اگر قرار است كه كشته بشویم چرا اینطوری بشویم. ولید در مدینه طبق دستور یزید برنامه داشت كه حضرت را به یك نحوی همانطور كه عبداللَه بن عمر را در مسیر حج برداشتند در زمان حجاج عبدالملك مروان یك چاقو زدند به پایش و مسموم كردند و بعد از سه روز دیگر هم مرد، از این كارها میكردند برمیداشتند یك حبّه مسمومی یك غذای مسمومی یك چیزی دعوت میكردند در منزلشان و اینها حالا بسته به شدت سمّ و آن چیزی كه وارد شده بود بعد از یك هفته، سه روز ده روز یك ماه گاهی طول میكشید و بعد هم میمرد و میگفتند مرض حصبه گرفته و چه كرده یرقان گرفته فرض كنید كه كبدش از كار افتاده و فوت كرده. اینها میخواستند امام حسین را بدون اینكه سر و صدایی باشد همینطور در مدینه به قتل برسانند. حضرت فرمودند اگر قرار بر این است چرا ما اینطور كشته بشویم، آمدند از مدینه بیرون و حركتكردند خودشان را از دائره حكومت ولید خارج كردند به سمت مكه كه نامهها و این مسائلی كه آمد به آن جریانات منتهی شد. درست!

