حقیقت زهد وتقوا و بیان مراتب زهد دروغین
15حالا این مردم این افراد كه میآیند و حركت میكنند به دنبال این قضایا اینها مال چیه؟ به خاطر اینكه ننشستند فكر كنند، ننشستند این را در نظر بگیرند اینكه هر كه خلیفه باشد یعنی چه؟ اینكه هر كه امام مسجد باشد یعنی چه؟ اینكه فقط یك نمازی باشد یعنی چه؟ انسان در قبال امام عادل باید نماز بخواند هر امامی نمیتواند باشد هركسی خلیفه نمیتواند باشد، باید امام معصوم علیه السّلام خلافت الهی را در روی زمین به دست بگیرد تا اینكه انسان باید به دنبالش باشد، این بیاید و آن بیاید یعنی چه؟ یزید باشد یا امام حسین باشد فرقی نمیكند أبوهریره باشد یا أبودرداء باشد فرقی نمیكند! نه اینطور نیست. آن نحوه تفكر اینها را میآورد میآورد میآورد تا در جریان كربلا میزنند و حتی بچه چند ماهه امام حسین را هم میكشند.
البته در خود آن افرادی هم كه آمده بودند در كربلا هم تفاوت بود هر كسی حرمله نبود آنها هم خودشان مراتب شقاوت داشتند شاید یك كسی حاضر نمیشد چه اینكه برای كشتن خود امام حسین هر كسی حاضر نشد بیاید جلو، فقط یك كسی میخواست مثل شمری كه قشنگ حسابی همچنین در آن مرتبه شقاوت و در آن مرتبه قساوت به آن حد كمال خودش به فعلیت رسیده باشد تا بتواند دست به یك عمل فجیعی بخواهد بزند. آنها هم در خودشان افرادی بودند مراتبی بودند اینطور نبود كه همه یكسان بودند ولی سیاهی لشكر نبودند؟! بهعنوان مقاتله با پسر پیغمبر هم نیامدند؟!
این رعایت وضعیت فعلی از مهمترین مسائلی است كه یك سالك باید همیشه این را در نظر داشته باشد كه همیشه آن موقعیت فعلی خودش را با موازینی كه در ذهن دارد بسنجد. یكوقت خدای ناكرده مسئله خلاف نشود. مرحوم آقا نقل میكردند: مرحوم حاج آقا حسین قمی مرجع تقلید وقت كه ایشان در كربلا بودند؛ یك روز مرحوم آقای میلانی رحمة اللَه علیه مرحوم آقای میلانی از مراجع گذشته و بسیار مرد بزرگ از نظر روحی هم یك حالات روحی هم ایشان داشتند و مرحوم آقا میفرمودند ایشان در اواخر عمر هم فیالجمله انقطاعی پیدا كرده بودند حالات روحی داشتند. بنده از مرحوم علامه طباطبایی شنیدم كه ایشان افرادی را در زمان حیات خودشان فقط به مرحوم آقای میلانی ارجاع میدادند، در افرادی كه برای تقلید مراجعه میكردند ایشان میفرمودند كه به آقای میلانی مراجعه كنید و خود ایشان هم با آقای میلانی خیلی مُرتبط بودند خیلی تعلق داشتند؛ در تابستانها كه در مشهد مشرف میشدند در منزل ایشان میرفتند و در پشت سر ایشان در همان صحن حضرت، من در آن موقع سنم خیلی زیاد نبود در حدود چهارده پانزده سالم بود در آن موقع ما میرفتیم میدیدم كه شبها نماز مغرب و عشاء را مرحوم علامه طباطبایی در صفهای آخر به مرحوم آقای میلانی اقتدا میكردند. خیلی مرد بزرگی بود مرحوم آقای میلانی و از حالاتش هم مشخص بود كه ایشان فیالجمله ارتباطهایی دارد حالاتی دارد و با افرادی كه محشور بودند افرادی بودند كه برای ایشانافراد مفیدی بودند ایشان در یك زیارتی كه میآیند برای كربلا در جریانی كه اتفاق افتاده بود در زمان رضا شاه و رضا شاه كشف حجاب كرده بود و ممنوع كرده بود و اوضاع ایران خیلی ملتهب بود و مدارس مختلط از جمله كارهایی كه در آن موقع رضا شاه كرده بود: یكی مدارس مختلط و دبیرستانهای مختلط بود، یكی هم مسئله كشف حجاب و یكی هم مسئله برداشتن عمامهها این سه كار را ایشان در آن موقع اقدام كرد و تا مدتی هم مطلب به همین كیفیت بود. اوضاع ایران در آن زمان خیلی ملتهب بود مرحوم پدر ما از اوضاع آن زمان مطالبی و حكایاتی را نقل میكنند بعضیهایش هم در نوشتجات و اینها هست.

