حقیقت زهد وتقوا و بیان مراتب زهد دروغین
17مرحوم آقای میلانی به پدر ما میفرمودند: وقتیكه من این قضیه را به حاج آقا حسین قمی گفتم بعد از نماز ظهر بود بعد از تعقیبات من رفتم به ایشان مطلب را گفتم یكمرتبه ایشان سرشان را انداختند پایین تا پنج دقیقه هیچ چیز نگفتند، وقتیكه سرشان را بلند كردند من دیدم رنگشان سیاه شده یعنی آنقدر این قضیه ایشان را تكان داد. ببینید چه جور میشود انسان در یك مسئلهای در یك موقعیتی قرار بگیرد و خیال كند كه درست است. مرحوم حاج آقا حسین قمی ایشان فردی نبود كه كارش خلاف باشد مرجع تقلید بود و با بقیه افراد فرق داشت، از نظر حالاتش از نظر خصوصیاتش فرد اهل صلاحی بود و اینطور نبود كه ایشان نسبت به دنیا متمایل باشد و نسبت به این مناصب و اینها نظری داشته باشد، ولی گاهی از اوقات انسان این اشتغالات و این موقعیتها، این بیا بروها این صرف اوقات این مطالعات این صحبتها، این جواب استفتائات این رفع احتیاجات باعث میشود كه آنطور كه بایدوشاید انسان نسبت به خود نتواند فكر كند، انسان موقعیت خود را آنطور كه بایدوشاید نتواند در نظر بیاورد. لذا وقتیكه یك كلامی از یك شخصی كه خدا در دهان او قرار میدهد وقتی میشنود یكمرتبه زیرورو میشود یكمرتبه عوض میشود یكمرتبه حالتش تغییر پیدا میكند و متوجه میشود كه چه موقعیتی و چه مسئلهای و چه راهی را باید انتخاب كند؛ این مسئله مربوط به همه ماست.
زهد این نیست كه انسان یك راهی را برود یك مسیری را برود كه این مسیر بدون تعلق باشد، باید باطن انسان نسبت به مسئله باطنی باشد كه این مطالب را مورد توجه قرار ندهد؛ به عبارت دیگر آنچه كه باید در مسئله زهد مورد نظر قرار بگیرد این است كه: انسان آنچه را كه طبق تكلیف الهی تشخیص میدهد در این دنیا باید انجام بدهد از آن حد تجاوز نكند و در همه ارتباطات خودش در مرحله اول و در وهله اول آن مقصد و آن جنبه الهی را باید در نظر بگیرد، به مقتضای آن جنبه الهی آن وقت كار خودش را تنظیم كند؛ در یكجا جلو برود در یكجا نرود، در یكجا تعظیم كند در یكجا نكند در یكجا خدمت كند در یكجا خدمت نكند، در یكجا بایستد در یكجا بنشیند، در یكجا نسبت به امور ظاهری بهنحو متعارف باشد در یكجا كنار بكشد. این عدم تعلق به دنیا و عدم تعلق به هوی باید منشأ عقلانی داشته باشد آن منشأ عقلانی عبارتست: از توجه نفس به باطن، از توجه نفس به پروردگار در اینجا چه باید كرد؟ مردم بگویند این دارد زیاده روی میكند مردم بگویند! در اینجا چه باید كرد؟ مردم بگویند كم دارد قرار میدهد، دارد به خاطر رعایت مردم، به خاطر چشم و هم چشمی دارد مسئله را كم میگیرد مردم بگویند! در اینجا مردم میگویند این دارد الآن زیاد خرج میكند بگویند! اقتضا میكند باید بگویند میلیونها خرج بكند میلیاردها بكند بكند، تمام اینها زهد است.

