حقیقت زهد وتقوا و بیان مراتب زهد دروغین
19حالا یك نفر عمداً بیاید این كار را بكند یك نفر عمداً غذایی كه وسط سفره است نخورد بیاید فرض كنید كنار و نان و پنیرش را بخورد، یك نفر عمداً بیاید اینها چیست؟! تمام اینها گول زدن است تمام اینها برای فریب است برای فریب افرادی كه در آنجا نشستند، برای فریب افراد. این افراد همانهایی بودند كه آمدند دچار انحراف شدند راجع به ولایت راجع به اعتقادیات آمدند راجع به خصوصیات، خب آقاجان بیا غذا بخور. بنده پیش مرحوم آقای حداد بودم آنموقع هم از همین افكار خلاف و اینها هم در كلهمان بود سنمان حدود شانزده هفده ساله بود میگفتند كه خب انسان حالا خیلی هم نخورد. یك روز سر سفره بودیم مرحوم آقا رو كردند به آقای حداد گفتند: آقا این آقا سید محسن را نصیحتش كنید، این زاهد شده عابد شده اصلًا نه دست به غذا میزند هیچ كار نمیكند. ایشان رو كردند به ما گفتند: آقای آقا سید محسن كاری انجام بده كه همیشه بدن تو مركب برای تو باشد. ببینید ببینید چقدر یك عارف یك عارفی كه نه فلسفه خوانده نه این مطالب را خوانده نه كتب جامعه شناسی را خوانده نه كتب طب و بهداشت، كاری بكن در غذای خودت كههمیشه بدن تو مركب تو باشد نه اینكه تو مركب بدنت باشی. این حرف را انسان بگیرد واقعاً یك كتاب راجع به آن بنویسد اگر من الآن نسبت ... بالاخره خدا مرا با این بدن خلق كرده یا نكرده! این بدن من یك اقتضائاتی دارد یا ندارد؟ همانطوری كه تنفس نكنم خفه میشوم و میمیرم؛ همینطور بدن من نیاز به غذا هم دارد نخورم میمیرم نمردم معدهام از كار میافتد، كلیهام از كار میافتد قلب از كار میافتد كبد از كار میافتد هزار تا مرض، آنوقت آنقدر كه باید به مطالعه بپردازم به خود بپردازم از این دكتر به آن دكتر از این بیمارستان به آن بیمارستان از این عمل به آن عمل از این دوا به آن دوا و بیش از آن مقدار صدها مقابل آن مقدار كه از اول میبایستم طبق طریق عقلایی و طریق منطقی و آنچه را كه عقل انتزاع میكند استفاده نكنم باید پول برای اینها خرج كنم، پول برای دارو باید خرج كنم بالاخره پول پول است دیگر فرق نمیكند. از آنجا میزنم غذای مناسب را نمیخورم بعد به هزارتا مرض مبتلا میشوم باید پول را صد جای دیگر خرج بكنم این چیست؟ این حماقت است جان من نه زهد! این جهالت است این حماقت است.

