حقیقت زهد وتقوا و بیان مراتب زهد دروغین
21مگر همینها نبودند اینهایی كه آمدند خدمت رفقا عرض كردم بسیاری از این افراد افرادی بودند كه در میان مردم به زهد معروف بودند و همان زهد كار دست آنها داد. آنهایی كه آمدند نوشتند آنهایی كه بر خلاف مكتب تشیع آمدند دست به قلم بردند، آنهایی كه آمدند بر خلاف مبانی اولیه شیعه آن مبانی را انكار كردند آنها كسانی بودند كه در میان مردم به زهد معروف بودند، به تقوا معروف بودند همین تقوا همین تقوای عوامانه تقوای عامیانه نه تقوای واقعی. چرا به این اشتباهات افتادند؟ چون این حالت موجب شد فكر از آنها گرفته بشود، فكر را به كار نینداختند، عقل را به كار نینداختند منطق را به كار نینداختند. امور ظاهری آمد بدون دخالت عقل و منطق آنها را در یك موقعیتی قرار داد كه آن موقعیت ارتباط آنها را با ماوراء دائره خودشان كه دائره حقایق است ارتباط را قطع كرد؛ معمم بودند ولی ارتباط قطع است، درس خواندهاند ارتباط قطع است، نمازشان را قشنگ با تلفظ و با دقت كامل میخوانند ولی ارتباط قطع است ارتباطاتشان در میان مردم به نحوی است كه موجهاند ولی ارتباط قطع است و از آنجا كه حق و حقیقت حساب خودش را دارد نمیتواند كسی ارتباطش قطع باشد پا به دائره حقیقت بگذارد نمیتواند.
حقیقت یعنی قرب، حقیقت یعنی نور انشاءاللَه در آن روایتی كه در صدد بودم امروز خدمت رفقا بخوانم و دیگر فرصت به اتمام رسید در آنجا اگر توفیقی پیدا شد در جلسه بعد عرض میكنیم كه هر عملی را انسان انجام میدهد اگر در آن عمل حقیقتی باشد خودش احساس میكند كه رفته و نزدیك شده اگر حقیقت نباشد، دیده شده بعضی اوقات انسان یك كارهایی را انجام میدهد یكدفعه میبیند گرفته شد، نفسش كشش ندارد با اینكه میگویند جایز است با اینكه میگویند اشكال ندارد ولی وقتیكه انسان انجام میدهد میبیند حال نماز ندارد بداند كه در این قضیه چیزی است. یك مسئلهایی اینجا است كه بر بقیه پوشیده است، یك نكتهای در اینجا هست كه چون اطلاعی از این نكته نبود این چنین نظر داده شده. اشكال ندارد اشكال ندارد وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا الإسراء، ٨٥ ممكن است برای خیلی از افراد نكات، مخفی باشد و بر اساس عدم اطلاع نظری داده بشود آن نظر مخالف با حق باشد. خدا در انسان نوری قرار داده وجدانی قرار داده كه انسان با او میتواند به این حقیقت گرچه دیگران چیز دیگری بگویند برسد حتی اینكه از میان افراد عادی باشد و متعارف باشد. هر كسی پروندهای دارد خاص به خود بر اساس آن پرونده و بر اساس آن خصوصیتی كه خداوند برای او قرار داده است خداوند آنچه را كه برای او مفید است انجام میدهند.

