حقیقت زهد وتقوا و بیان مراتب زهد دروغین
2أعوذباللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم محمّد
وعلى اهل بيته الطّاهرين و اللعنة على أعدائهم أجمعين
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَه وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ الحدید، ٢٨ در جلسات گذشته در ذیل فقره شریفه امام صادق علیه السّلام بهعنوان بصری راجع به مسئله تقوا مطالبی خدمت رفقا عرض شد و گفته شد كه تقوا به معنای زهد متعارف نیست. زهد متعارف، زهدی كه در میان عوام مصطلح و معروف است عبارتست از اعراض از آنچه كه در این دنیا مورد توجه و گرایش افراد است این را زهد میگویند. كناره گیری از مقام و موقعیت، ریاست، مسئولیت اعراض از نِعَم الهیه دنیویه مثل كیفیت لباس و اطعمه و اشربه، مسكن، ارتباطات اینها در اصطلاح امروز و در بین عوام به او زهد گفته میشود. كسی كه لباسش لباس نامرتبی است توجهی به كیفیت لباس ندارد این فرد فرد زاهدی است، كسی كه از نظر غذا آنطور كه بایدوشاید به غذایش توجه نمیكند و نسبت به كیفیت غذا اعتنایی ندارد این فرد فرد زاهدی است. كسی كه اگر موقعیتی برای او پیش نیاید نسبت به مقام و آن موقعیت توجه ندارد این فرد فرد زاهدی است. یا از نقطه نظر مسكن، مسكنی را اختیار میكند كه مورد توجه عامه نیست طبعاً این فرد فرد زاهد تلقی میشود و امثال ذلك، مردم به این فرد میگویند زاهد. ولی با توجه به مطالبی كه در جلسات گذشته عرض شد تا حدودی قضیه برای رفقا و دوستان مشخص شد كه مسئله زهد مسئله عدم تعلق باطن است نه عدم توجه به ظاهر. انسان ممكن است یك عملی را به دواعی مختلف انجام بدهد، آن داعی و آن غرض باعث بیتوجهی به ظاهر است ولی سایر افراد كه آن شخص را مشاهده میكنند خیال میكنند كه مخالفت با هوای نفس او را بر آن داشته است كه دست به این كار بزند.

