
حریت و آزادى افراد از قید عبودیت و بندگى ما سوی اللَه
حریت و آزادى افراد از قید عبودیت و بندگى ما سوی اللَه
19این میگوید من از زیارت امام حسین دست برمیدارم ولی از مكتبم دست برنمیدارم آن زیارت را برای هوای نفس میرود لذا میگوید بدون عمامه هم اشكال ندارد. آن با نفس است اگر همان موقع سیدالشهداء به او بگوید نه عمامه داشته باش آسمان به سرش میآید چرا این مطلب گفته شد. آن حقیقت دین را دریافته. میگوید سیدالشهداء آمد برای دین برای احیاء دین نیامد برای تخیلات و اعتبارات و زیاده كردن اوهام و امثالذلك برای او نیامد. سیدالشهداء نیامد هی هیئت زیاد كند و هی سقفها را بالا ببرد و هی ظرفهایی كه در هیئتها و اینها هست آن ظرفها را رنگین كند، آمد یك جو عقل در كله ما اضافه كند. آمد این معنای لا تَكُن عَبدَ غَیرِك فَقَد جَعَلَكَ اللَه حُرًّا را بیاورد شاه كیست غلط میكند بگوید عمامه را بردارید. من عمامه را سر میگذارم خواستند گذرنامه بدهند خواستند گذرنامه ندهند. زیارت امام حسین كه به جای خودش مكه هم اگر باشد من نمیروم، این حرفها نیست. التفات كردید. این آن معنای لا تَكُن عَبدَ غَیرِك است.
باید انسان در مسیر خودش و در راه خودش همیشه باید نفس خودش را در ارتباط با این مسئله باز نگه دارد هیچوقت نبندد. چهار طاق این در باز باشد. حتّی اگر رفقا یكخرده این در را هم خم كنید ضرر كردید. اصلًا در را بكنید اصلًا بندازید راحت، دیدید بعضی بین دو تا اطاقها با در باز میكنند آدم آن چهار تا در را اصلًا میكند دیگر خیالش راحت میشود. اولیاء كندند انداختند بیرون، اصلًا خودشان را راحت كردند.
انسان میتواند این كار را بكند یك مقداری زحمت دارد ولی با توكل بر خدا هیچ كاری نشدنی نیست. خدا دنبال بندهای میگردد كه بخواهد یك قدم بردارد. ولی در همان موقعی كه میخواهیم برداریم دیگر با خدا شوخی نكنیم. پنج درصد را برای خودمان نگذاریم آنوقت خدا میگوید با همه بله با ما هم بله! نه با خدا دیگر. این یكی و این یك قلم را دیگر در نظر داشته باشیم.
