اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حریت و آزادى افراد از قید عبودیت و بندگى ما سوی اللَه

14477
عنوان بصری
نسخه عربی

حریت و آزادى افراد از قید عبودیت و بندگى ما سوی اللَه

9
  • اگر حال پیغمبر را تجسم كنیم همین است كه من برای رفقا می‌گویم، بگذار بخوابیم بابا، چی بخوابیم؟ آمدم بالای سرت می‌خواهم بُكشَمت از هر فحشی این دیگر بدتر شد برای آن بدبختی كه گرفته آن ... بابا بگذار بخوابیم حالا هنوز جنگ شروع نشده آمدی پاشدی اینجا؟ می‌گوید الان من می‌خواهم تو را بُكُشم، چه كس نجاتت می‌دهد؟ خدا. خب، خدا نجاتت می‌دهد؟! حالا می‌بینی. آمد شمشیر را بردارد یك‌مرتبه یك باد آمد، سرش خورد به آن درخت، شمشیر از دستش افتاد. همین‌طور كه پیغمبر خوابیده بودند شمشیر را برداشتند، بلند شدند بالای سرش ایستادند. گفتند: حالا چه كسی نجاتت می‌دهد؟ طرف ماند. حضرت فرمودند: بگو اللَه، بدبخت زود بگو، بگو كارت تمام بشود. گفت: اللَه مسلمان شد. گفت: بیا این شمشیرت.

  • ببینید این مكتب است. پیغمبرش آن است. نمی‌آید بگوید «من» و وقتی دارد می‌گوید اللَه، راست می‌گوید دروغ نمی‌گوید. چرا؟ چون حالش در همان وقتی‌كه آن شمشیر بالای سرش است و حالش وقتی‌كه شمشیر در دستش است یكی است. ما نه، ما وقتی‌كه شمشیر دستمان است اللَهی كه می‌گوییم فرق می‌كند؛ یك اللَه پُر روغنی است همچنین یك‌وجب روغن رویش، شمشیر دستمان است ولیكن می‌گوییم خدا، اما وقتی كه شمشیر دست یكی دیگر باشد می‌گوییم اللَه. چون قبول نداریم، قبول نداریم، پنج درصد قبول داریم نه اینكه قبول نداریم، پنج درصد قبول داریم.

  • آن ضرری كه برای طرف مقابل پیش می‌آید و آن فسادی كه برای مقابل است همین است كه این‌بدبخت هی می‌رود بالا هی می‌رود بالا، یك نفر می‌آید پیش او و اظهار كرنش می‌كند می‌رود بالا، نفر دوم می‌آید می‌رود بالا، هی می‌رود بالا به جایی‌كه دیگر نمی‌تواند بیاید پایین مگر عزرائیل او را بیاورد پایین، دیگر نمی‌تواند بیاورد پایین. دیگر در مقام انانیت متصلّب شده، سفت شده، انانیت با وجود او عجین شده و خمیر شده، درست.

  • قبل از اینكه عجین بشود انسان باید به یك فكری بیفتد، وقتی‌كه این رگهای قلبی آمادگی برای بسته‌شدن دارند می‌گویند: آقا از اول باید نگذاری این عمل انجام بشود. باید غذایت را رژیم بگیری باید ورزش كنی باید مسائل و ناراحتی و فشارها بر تو نیاید. از نظر وضع مزاجی باید مزاجت خوب باشد در غذاهایی كه انتخاب می‌كنی نباید غذاهایی باشد كه چربی و اینها را بالا ببرد، درست. كم‌كم انسان توجه نمی‌كند، به مطالبی كه گفته می‌شود عمل نمی‌كند هی می‌آید كم‌كم هی یك اپسیلون اپسیلون می‌آید یك ذرّه یك ذرّه یك سلول یك سلول می‌آید یك‌دفعه این رگی كه باید باز باشد یك‌مرتبه می‌رسد به یك مقدار خیلی كم، می‌گویند كه آقا یك قطره یك قطره دارد از این رگ رد می‌شود آن‌موقع دیگر فایده‌ای ندارد، آن‌موقع دیگر دارویی نیست كه باید این مجموع و توده‌ای كه الآن در كنار این قرار گرفته بیاید این را خارج كند و چه‌بسا بعد همین با همان جداره رگ تبدیل می‌شود و یك عنصر گرانول به‌وجود می‌آورد دیگر كاریش نمی‌شود كرد. آن‌موقع می‌گویند باید دیگر رفت سراغ عمل و سراغ بالن واز این‌طور چیزها و امثال‌ذلك، كه هزارتا خطر است. از اوّل نباید گذاشت كه این عارضه پیدا بشود.