حریت و آزادى افراد از قید عبودیت و بندگى ما سوی اللَه
11این مطالبی كه خدمت رفقا و دوستان میگویم اینها اتفاق افتاده و در عالم خیال صحبت نمیكنم. افرادی كه در ابتدا شاگرد بزرگان بودند و شاگرد اولیاء الهی بودند و شاگرد عرفای باللَه بودند و بعد حالاتی داشتند خصوصیاتی داشتند و حتی مرحوم والد هم در آن زمانی كه در نجف بودند گاهی به اینها مراجعه میكردند و با آنها صحبت داشتند تا چه رسد به افراد عادی چه رسد به افراد عادی ولی چون هنوز آن مسئله در وجود آنها به كل از بین نرفته بود، به كل این رگها كاملًا صد در صد صیقلی نشده بود، به كل این شاه رگ و شاه راه وجودی آنها و نفس اینها كاملًا نسبت به اشیاء خارجی حساس نشده بود. انسان وقتیكه به مقام تقوا میرسد به مقام فعلیت میرسد نسبت به هرچه غیر خداست واكنش نشان میدهد اصلًا نمیخواهد نمیخواهد.
امیرالمؤمنین علیه السلام به یك حالتی میرسد كه ابن عباس میگوید این دنیایی را كه الان معاویه با شصت هفتاد هزار لشگر آمده در صفّین برای چه؟ برای از بین بردن اسلام و برای حكومت این سلطنت معاویه از آب بینی این بز كه دارد در خیابان راه میرود برای من پستتر است.1 دیده شده دیده شده واقعاً كسی كه به یك مناظر مشمئز كننده برخورد كند آنوقت همینطور بگیرد نگاه كند؟! واقعاً كسی این كار را انجام میدهد؟ مناظری كه انسان تنفر دارد از نظر رائحه از نظر منظر از نظر شكل حالا دیده شده انسان تا یك چیز را میبیند فوراً سرش را بر میگرداند.
امیرالمؤمنین میگوید این خلافت برای من مثل آن منظره مشمئز كنندهای است كه تو یك لحظه نمیتوانی بایستی نگاهش كنی. آنوقت برای این خلافت بلند شده نود هزار هفتاد هزار نفر لشگر تهیه كرده آورده كه به این خلافت برسد شام كمش بود حالا آمده البته امیرالمؤمنین برای جنگ با معاویه رفت نه اینكه آن بیاید، حضرت رفتند ولی او باید مقابله كند دیگر، مگر امیرالمؤمنین خلیفه نیست؟! خب تو را عزل میكند دیگر لشگر كشیدن ندارد. اگر امیرالمؤمنین خلیفه است باید بلند شوی بیایی. میگوید نه، باید من لشگر بكشم و بیایم و علی را به قتل برسانم برای اینكه قاتل عثمان است. یعنی دروغ و به هزار تهمت دست میزنی به هزار دروغ متوسل میشوی برای چه؟ آخرش كه چه؟ امیرالمؤمنین عثمان را كشت؟ آخر آدم نانجیب، نامرد آخر دروغگو، این دنیا اینقدر ارزش دارد میخواهی بیایی به جنگ علی بیا چرا دیگر تهمت میزنی؟! چرا دروغ میگویی؟ راست بیا بگو دلم خلافت میخواهد مثل همه افراد، بنده هم دلم میخواهد خلیفه باشم.
- ١. نهج البلاغه، خطبه ٣:« ... وَ لَألْفَيتُمْ دُنْياكمْ هَذِهِ أزْهَدَ عِنْدى مِنْ عَفْطَة عَنْز.»

