حریت و آزادى افراد از قید عبودیت و بندگى ما سوی اللَه
13وقتی امیرالمؤمنین را كشتند مردم شام میگفتند اصلًا مگر علی نماز میخواند؟! یعنی یك همچنین وضعیتی. بیا، چرا با تهمت، چرا با خلاف! امیرالمؤمنین میفرماید: این حكومت معاویهای كه میبینید و دارد میآید و شما هم كموبیش چند درصدی از آنچه كه تو كله معاویه هست تو كله جنابعالی ابنعباس هم هست و امثال شما هست این را من دیگه دارم میگویم زبان حال امیرالمؤمنین است چون اگر نبود كه اینطور امیرالمؤمنین با آنها صحبت نمیكرد این هم كه هست بدانید از این آب بینی این بز برای من پست تر است من چطور دیگر ما فیالضمیر خودم را به شما بگویم؟ چطور دیگر آن چیزی كه در دلم هست بگویم؟! بروید پی كارتان، بروید نمازتان را بخوانید، بروید صداقت داشته باشید تكلیف داشته باشیم میجنگیم نداشته باشیم برمیگردیم میرویم سر زندگیمان، این حرفها چیست، خلافت چیست، حكومت چیست، این دو روز دنیا از دست عزرائیل كه میتواند فرار كند؟! واقعاً عجیب است. این یك مطلب، این آن فسادی كه بهوجود میآید.
امّا آن دو فسادی كه برای انسان پیدا میشود: اوّل اینكه انسان باعث میشود بهواسطه این ذلّت آن استعدادهایی را كه خدا در وجودش قرار داده آنها در نطفه خفه بشود و به مقام فعلیت نرسد. یك اظهار ذلّتی كه انسان در قبال یك كسی بكند یك سال تمام نماز شبش را همه را از بین میبرد. تمام، تمام شد. یك اظهار كوچكی كه انسان در قبال غیر خودش بكند دو سال ذكری كه گفته همه را بر باد میدهد میرود آن بالای ابرها تمام شد رفت. یك غیر خدایی را كه انسان در نظر بیاورد. مگر اینكه توبه كندها، مگر اینكه فوراً توبه كند و توبه نصوح توبهای كه دیگر بر نگردد توبهای كه وجدان او را زیرورو كند، ذهنیات او را مبدّل كند، نفسانیات او را بهنحوی متحوّل كند كه فردا كه سراغ همان رفت صاف بایستد و حرفش را بزند آن توبه است. توبهای كه به هیچوجه دیگر به او اجازه ندهد كه این مسئله تكرار بشود. این برخورد تكرار بشود این یك مطلب كه جلوی تمام استعدادهای انسان را میگیرد و آن قابلیت انسان را سركوب میكند و نمیگذارد كه آن نفس فقط و فقط تنها غذایی كه باید به او برسد تا این نفس رشد كند.

