حریت و آزادى افراد از قید عبودیت و بندگى ما سوی اللَه
14به انسان تا اكسیژن نرسد انسان رشد نمیكند میمیرد، تا غذا به انسان نرسد میمیرد مواد انرژی زا تا نرسد انسان میمیرد پروتئین و سایر مواد دیگر از كلسیم و امثال ذلك نرسد انسان میمیرد از یكجا درد شروع میشود كمكم انسان میمیرد و از دست میدهد سلولها دیگر قابلیت حیات ندارند. روح و نفس انسان هم یك غذا دارند غذایش چیست؟ غذایش این است كه همیشه نفس هیچ مانعی را بین خود و بین خدا احساس نكند. این غذا، غذای نفس است.
غذای نفس این است كه انسان در قبال هیچكس و در قبال هیچ فرد جز در قبال پروردگار احساس آرامش نكند. باز نباشد باز! این باز بودن نفس یعنی حرّیت یعنی حق جویی، یعنی به دنبال حق رفتن كه لازمه عبودیت است در قبال پروردگار، این غذا غذای نفس است، این غذا اگر به ما رسید ما شروع میكنیم بهحركت كردن سلانه سلانه یا قدم قدم یا حركتتان بسته به كیفیت ارادهمان، كیفیت اهتمام ما كیفیت آن زمینهسازی كه میكنیم برای حركتمان سیر افراد تفاوت میكند.
بعضیها هستند باید یك مطلب را به آنها یك مرتبه بگوییم. ده مرتبه باید بگوییم تا اینكه بپذیزند. بعضیها هستند نُه مرتبه، بعضیها هشت مرتبه بعضیها هفت مرتبه بعضیها یك مرتبه بگویی قبول است، بعضیها روی هوا میزنند، ها اینها اینها مثل برق میروند. آنهایی كه قبل از اینكه انسان بگوید خودشان جلوجلو میروند. مرحوم آقا میگفتند اینها آنهایی هستند كه از صراط مثل برق رد میشوند. آنهایی كه باید به آنها گفت بعد عمل كردند میروند خلاصه آنها هم حركت دارند. آنهایی كه دو دفعه میشلند همچنین، آنهایی كه سه دفعه بعضیها كه ده دفعه گفت آنها هم میروند ولی بالاخره زمینخیز و سینهخیز و با مشكلات و با دردسرها، با این كیفیت پل صراط را رد میكنند.
رد كردن پل صراط در عالم آخرت عبور از دنیاست در اینجا، چطوری ما از دنیا اینجا گذشتیم؟ مرحوم آقا میفرمودند: آنهایی كه حرف را روی هوا میزنند و میروند، قبل از اینكه شما بگویید آنها عمل كردند قبل از اینكه بیان بشود آنها ترتیب اثر دادند آنها هم آنهایی هستند كه در پل صراط مثل برق خاطف آنها اینجوری رد میشوند، قیامتشان را اینجوری طی میكنند. پل صراتشان را اینجوری عبور میكنند. پل صراط یعنی عبور انسان در این دنیا، امّا آنهایی كه وای اگر صد دفعه هم بگویی انگار به دیوار گفتی، اگر هزار مرتبه هم بگویی اصلًا در این گوش وارد نمیشود كه بخواهد به آن فكر كند، آنها افرادی هستند كه بافتشان با بافت تعلّق به دنیا یكی شده یك بافت شده، برای جدا كردن شما دیگر دارو ندارید وقتی بافت یكی بشود این چه دارویی میخواهد این دو را از هم جدا بكند؟ چه عملی دیگر میتواند این دو را از هم جدا كند یك نسج تشكیل شده، به هرجا سوزن بزنی به همانجا آفت وارد میشود دیگر در اینجا كاری نمیشود كرد.

