حریت و آزادى افراد از قید عبودیت و بندگى ما سوی اللَه
16امّا مطلب دیگر كه بر این متوجّه است این است كه این مسئله اهانت به خداست و غیرت خدا اینجا قرار گرفته است خدا میگوید تو به من انتساب داری جلوی غیر من سر تعظیم فرود میآوری: تو بنده من هستی: به من منسوب هستی ... وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي ... الحجر، ٢٩ از روحم در تو دمیدم، تو را انسان و مقام خلافت اللَهی دادم، وجود تو به من بستگی دارد آنوقت میآیی پیش غیر من.
یك روایت بسیار عجیبی است كه خیلی روایت مفصلی است اگر یكوقتی فرصت شد برای دوستان و رفقا این روایت را میخوانم. مجمل و خلاصه روایت این است كه از هر گناهی كه از این بنده من سر بزند به عزّت و جلالم میگذرم مگر از گناهی كه به غیر من رجوع كند در این دنیا از او نمیگذرم. به عزّت و جلالم از هر گناهی كه انجام بدهد میگذرم ولی به اینكه به غیر من بخواهد در كارهایش مراجعه كند اظهار عبودیت پیش غیر من بخواهد بكند از این نمیگذرم. چرا؟ خدا غیور است.
اگر یك نفر بیاید به یكی از بستگانتان، فرزندتان، عیالتان، خواهرتان، مادرتان، رفیقتان یك اهانت كند به شما بر میخورد؛ با وجود من تو چه حقّی داری به این اهانت داری میكنی؟ این به من انتساب دارد این به من مربوط است. آن موقعیت خود و شخصیت خود را در ارتباط با او ملاحظه میكنید. چرا؟ چون اهانت او را اهانت به خود میدانید. آنوقت ما كه به خدا بستگی داریم ما كه به خدا مربوط هستیم، خداوند ما را خلق كرده آنجا نگاه كنیم میبینیم كه ما قبل از اینكه به او مراجعه كنیم بلند میشویم میرویم دست گدایی و تكدّی به سوی اینوآن دراز میكنیم. حاجاتمان را داریم پیش اینوآن میبریم: آقا لطفا این لطف قبول بفرمایید، آقا ما شرمنده نفرمایید، آقا روی ما را زمین نگذارید، آقا تو رو خدا برای ما این كار را بكن. هان! این كارها یعنی چه؟ این مسئله، مسئله استعباد است.

