حریت و آزادى افراد از قید عبودیت و بندگى ما سوی اللَه
17لذا خدای متعال، اگر بندهاش این حالت را داشته باشد، حالتیكه توجهش فقط به اوست، توجهش بهاوست اگر كارش گیر میكند، بكند ولی توجهش به اوست. اگر او بخواهد حل میكند نخواهد حل نمیكند. فكرش متوجه اوست نه متوجه علل و اسباب ظاهری. میگوید به سمت من میآیی، به سمت من میآیی و پیش غیر من نرو، اگر برای من میخواهی یك عملی را انجام بدهی نفس خودت را در این قضیه داخل نكن. اگر میخواهی عملت برای من باشد به آن علل و اسبابی كه دیگران توسل میكنند، توسل نكن. بگذار مسئله برای تو عادی باشد. شد، شد. نشد، نشد. همین علل و اسباب عادّی.
مرحوم آقا در همان زمان سابق، زمان شاه میخواستند یك سفر برای عتبات بروند. ظاهراً گذرنامهشان ایراد پیدا كرده بود و قرار بود گذرنامه جدیدی صادر بشود. در آنموقع هم قانون وضع شده بود الآن نمیدانم مسئله به چه كیفیت است ظاهراً كه الآن راجع به معممین مطلب اینطور نیست ولی در آنموقع اینطور بود كه عكسی كه باید روی گذرنامه باشد باید عكسی باشد بدون كلاه و ... آن وقت عمامه كه جزو لباس رسمی هست آن هم مشمول همین قضّیه بود لذا میگفتند عكسی كه در گذرنامه هست نباید عمامه داشته باشد. خب این چهطور جور درمیآید! اصلًا نمیشود این را به ایشان مرحوم آقا گفت! ایشان میگویند من بیایم تو گذرنامه عكس بدون عمامه بیندازم؟! آمدیم به ایشان گفتیم كه آقاجان اینطور میگویند كه باید گذرنامه عكس بدون عمامه باشد. ایشان فرمودند: زیارت سیدالشهدایی كه با عكس بدون عمامه هست نمیخواهیم. تمام شد. زیارت سیدالشهدایی كه بدون عكس با عمامه هست ما نمیرویم. درحالیكه دو سال یا بیش از دو سال بود كه استادشان را ندیده بودند و مرتّب نامه و اظهار اشتیاق مرحوم آقای حدّاد نسبت به ایشان در آنوقت تمام این مسائل، یكمرتبه ایشان گفتند: ما نمیخواهیم و منصرف میشویم. گفتند منصرف میشویم. دست ما هم بسته شد و دیگر ما مسئله را پیگیری نكردیم.

