
حریت و آزادى افراد از قید عبودیت و بندگى ما سوی اللَه
حریت و آزادى افراد از قید عبودیت و بندگى ما سوی اللَه
18یك هفته از این قضیه گذشت یك نفر از همان افراد مسجدی آمد گفتش كه آقا فلانكس در گذرنامه از دوستان ماست. گفتم: شما به ایشان بگویید اگرعكس با عمامه قبول میكنند میكنند و الّا نه. رفت گفت عیب ندارد آقا بیایند ما هم قبول میكنیم. ببینید ببینید، این است. شما برای خدا كار كن خدا از یك در راه را باز میكند و در همان موقع تنها فردی كه عكس با عمامه را قبول كردند خود مرحوم آقا بود. بعد نمیدانم بعد از یك زمانی این قانون منحل شد یا نه دیگر اطلاعی ندارم. ولی بنده اطلاع دارم بسیاری از ائمه جماعات در همان موقع در پاسپورت و در گذرنامهشان عكس بدون عمامه گذاشتند، بنده اطلاع دارم. آقا چه اشكالی دارد و منظور چه هست و حالا آسمان به زمین نیامده است!
عمامه را زمین گذاشتن یعنی دین پیغمبر را زمین گذاشتن معنایش این است. یعنی روی تمام موازین خط بطلان كشیدن، یعنی روی تمام مبانی خط كشیدن، این است معنا. فقط عمامه برداشتن نیست ما هم در منزل و در خیلی جاها عمامهمان را برمیداریم. بنده در خود مكه یا مدینه كه میروم البته خود مرحوم آقا در مكه هم به احترام بیت عمامه را بر میداشتند ولی در مدینه نه من در مدینه هم عمامهام را برمیدارم با همینلباسهای عربی، در مكه حسابش جداست بهخاطر خود بیت است ولی در مدینه بهخاطر شناخته شدن است آدم دو روز میرود در آنجا؛ آقا سلام علیكم، كجا هستید كجا تشریف دارید در خدمتتان بیاییم، بابا دو روز آمدیم اینجا ولمان كنید.
ما یكدفعه یك سال رفتیم سالی بود در خدمت شما بودیم آقای شیبانی رفته بودیم آنجا، ما گفتیم این عمامه را در مدینه بگذاریم. روز اوّل گذاشتیم روز دوّم دم بقیع یكدفعه یكی آقا به ما خورد به! تو رودربایسی از صبح تا ظهر ما را تو مدینه گرداند، از این داروخانه به این داروخانه، یك بیماری هم داشت ما هم دیگر نمیتوانستیم خدا حفظش كند انشاءاللَه حقّی بر گردن ما دارد. من گفتم من به منزل برسم این را برمیدارم این هم امروزمان، انسان در خیلی موارد برمیدارد اینكه چیزی نیست. ولی اینكه عمامه را بخواهد بردارد و بعد بدون عمامه گذرنامه سند بخواهد درست كند این حرفها نیست.
