
حریت و آزادى افراد از قید عبودیت و بندگى ما سوی اللَه
حريت و آزادي افراد از قيد عبوديت و بندگي غير از پروردگار متعال. شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ ... 1 تفسير آيه 83 سورۀ مباركه قصص:( تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ) 2 توضيحي راجع به سخن سيدالشهداء عليه السلام در ارتباط با حريّت و آزادي انسان: لا تكن عبد غيرك فقد جعلك اللَه حرّاً. 3 عدم تبعيت از فرمايش سيدالشهداء عليه السلام منجّر به ايجاد فساد در دو جنبه ميشود. 4 ذكر حكايتي در ارتباط با ملاقات استاد طهراني با يكي از افراد معروف و نحوۀ عملكرد و برخورد ايشان با آن شخص. 5 انساني كه پي به ارزش وجودي خود و گوهر ناياب خويش نبرده است مسحور فريفته جاذبههاي عالم دنيا و مسائل اعتباري آن ميشود. 6 در روز قيامت از تك تك افراد نسبت به قيام ايشان براي رفع نقاط ضعف و نقائص وجودي خود بر اساس ميزان فهم و ادراك ايشان سؤال ميشود. 7 اظهار خضوع و ذلت افراد نسبت به غير از پروردگار متعال از ساير افراد منجر به ايجاد روح استعلا و برتري منشي و استكبار ايشان ميشود. 8 پاسخ اميرالمؤمنين عليه السلام در ارتباط با بهترين خوابي كه حضرت در طول عمر خود داشتهاند. 9 ذكر حكايتي بسيار آموزنده در ارتباط با نحوۀ عملكرد و سخنان پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم با فردي كه قصد به قتل رساندن حضرت را داشت و به ارادۀ الهي نتوانست آنرا جامۀ عمل بپوشاند. 10 ذكر تشبيهي لطيف در بيان كيفيت پيشگيري و مراقبه انسان از وارد شدن در عالم كثرات و اعتباريات و فرو رفتن در منجلاب انانيت و استكبار. 11 افرادي كه به مقام تقوا و فعليت تامه رسيدهاند نسبت به هر امري كه غير از خدا و مسير اوست واكنش نشان ميدهند. 12 اميرالمؤمنين عليه السلام در خطاب به ابن عباس ميفرمايند: اين سلطنت و حكومت معاويه از آب بيني بز براي من پستتر است.
حریت و آزادى افراد از قید عبودیت و بندگى ما سوی اللَه
7در روز قیامت از یك یك ما سؤال میكنند برای رفع این نقیصه در این دنیا چه كردی؟ نمیگویند چرا داشتی؟ همه داریم كم و زیاد همه داریم، ولی برای رفعش چه كردی؟ آیا راه نداشتی؟ راه را به تو نشان دادیم. همین آقای طهرانی كه الآن نشسته دارد صحبت میكند به تو گفت این یكی، در فلان كتاب خواندی، فلانمنبری دیگر گفت، فلان واعظ در فلانجا صحبت كرد فقط بنده كه نیستم! این همه هستند دارند حرف میزنند، مطالب را میگویند شما چهكار دارید به اینكه آن شخص كیست و چیست! آیا مطلبش مستند به یك پایه معتمد است؟ كلامش كلام معصوم است؟ كلام معصوم را نقل میكند؟ بنده دارم كلام معصوم را نقل میكنم حالا اگر حرف غیر معصوم بود از هركسی باشد خوب میتواند بگوید، ولی كلام، كلام معصوم است: لا تَكُن عَبدَ غَیرِك فَقَد جَعَلَكَ اللَه حُرًّا؛ خدا تو را حُر آفرید، آزاد آفرید فقط به تنها كسی كه دستور داد ... واقعاً عجیب است این مكتب واقعاً عجیب است.
چقدر مرحوم آقا این قضیه را در جلساتشان گفتند، یادم هست چند مرتبه این مطلب را از ایشان شنیدم چه در وقتیكه در طهران بودند یا وقتیكه در مشهد بودند كه: رسول خدا در یك جنگی، كه لشگر كفّار هم اتفاقاً از حیث عِدّه و عُدّه غلبه داشتند، رسول خدا كنار یك درختی آمدند رفتند استراحت كنند، یكی از این كفّار و مشركین داشت نگاه میكرد. گفت: عجب! عجب این رئیس اینها این پیغمبر، آمده در كنار گرفته نشسته و هیچكس هم با او نیست، الان بهترین فرصتاست بلند میشوم و شمشیر را برمیدارم و میروم قائله را ختم میكنم و تمام میشود.
آمد بالای سر پیغمبر ایستاد، پیغمبر یك دفعه چشمشان را باز كردند پیغمبر خواب بودند اصلًا كی به كی است! حالا نه جنگ است انگار نه انگار. چرا؟ چون پیغمبر این مطلب را كه بنده نقل كردم پیغمبر وجودش به این مسئله محقق شده، پیغمبر به لا تَكُن عَبدَ غَیرِك رسیده، چرا چشمش را باز كند؟ چرا ترس داشته باشد؟ ما ترس داریم. ما خدا را میگوییم نه اینكه نگوییم، نه ولی آن توپ تانك و موشك و اینها یكخرده جایی توی دل ما دارند هان، همچنین راحت چشممان را نمیبندیم! راحت و بیخیال نمیرویم یكجا، هان! این چه میشود! حدّاقل بیداریم حالاخودمان را بزنیم و ادا در بیاوریم! چشممان را باز میكنیم گوشمان مواظب است صدا از كدام طرف آمد، امّا پیغمبر نه، تخت چشمش را میبندد و ...
