
معیار اتصاف افعال به حسن و قبح
حقيقت معناي تقوا وملاک ارزش اعمال. شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ . 1 توضيحي راجع به حقيقت معناي تقوا و زهد و تصور نادرست افراد از آن دو. 2 نفس اعمال افراد في نفسه داراي ارزش و اعتبار نميباشد و متصف به حسن و قبح نميشود. 3 آنچه موجب ارزش و اعتبار يك فعل و اتصاف آن به حسن و قبح ميشود وجود فاعل مدرك و عاقل و نفس اراده و اختيار او در انجام و يا ترك عمل ميباشد. 4 ذكر مثالي دقيق در تبيين حقيقت اينكه ملاك در ارزش و اعتبار افعال عبارتست از اراده و نيتي كه در پس پرده اين افعال قرار دارد. 5 همۀ تلاش و اهتمام ائمه اطهار و اولياء الهي در رشد و تعالي دادن پشتوانه و حقيقتي است كه در وراي افعال انسانها قرار دارد. 6 در بسياري از موارد پشتوانه اعمال و افعال و قضاوتهاي انسان در خارج امور تخيلي و اعتباري ميباشند كه مانع از ادراك حقيقت و واقع امر ميشوند. 7 ذكر برخي از فضائل مرحوم آيت اللَه سيد محمد صادق طهراني پدر مرحوم علامه طهراني و صلابت و استقامت ايشان در قبال مباني مسلّم مكتب اسلام. 8 نقد نظر مرحوم آيت اللَه سيد محمد صادق طهراني توسط مرحوم علامه طهراني در ارتباط با مسأله مهرالسنة و لزوم پيروي و تبعيت افراد از اين سنت.
معیار اتصاف افعال به حسن و قبح
توضیحات:
حقيقت معناي تقوا وملاک ارزش اعمال. شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ . 1 توضيحي راجع به حقيقت معناي تقوا و زهد و تصور نادرست افراد از آن دو. 2 نفس اعمال افراد في نفسه داراي ارزش و اعتبار نميباشد و متصف به حسن و قبح نميشود. 3 آنچه موجب ارزش و اعتبار يك فعل و اتصاف آن به حسن و قبح ميشود وجود فاعل مدرك و عاقل و نفس اراده و اختيار او در انجام و يا ترك عمل ميباشد. 4 ذكر مثالي دقيق در تبيين حقيقت اينكه ملاك در ارزش و اعتبار افعال عبارتست از اراده و نيتي كه در پس پرده اين افعال قرار دارد. 5 همۀ تلاش و اهتمام ائمه اطهار و اولياء الهي در رشد و تعالي دادن پشتوانه و حقيقتي است كه در وراي افعال انسانها قرار دارد. 6 در بسياري از موارد پشتوانه اعمال و افعال و قضاوتهاي انسان در خارج امور تخيلي و اعتباري ميباشند كه مانع از ادراك حقيقت و واقع امر ميشوند. 7 ذكر برخي از فضائل مرحوم آيت اللَه سيد محمد صادق طهراني پدر مرحوم علامه طهراني و صلابت و استقامت ايشان در قبال مباني مسلّم مكتب اسلام. 8 نقد نظر مرحوم آيت اللَه سيد محمد صادق طهراني توسط مرحوم علامه طهراني در ارتباط با مسأله مهرالسنة و لزوم پيروي و تبعيت افراد از اين سنت.
معیار اتصاف افعال به حسن و قبح
7تمام همّت و تلاش و تكاپو و داعی كه انبیاء وائمه و اولیای الهی، آنها در عمل و ارشاد خودشان اعمال كردند برای این است كه آن پشتوانه را از مرتبه دنی به مرتبه عالی صعود بدهند رشد بدهند و بالا ببرند. آنپشتوانهای كه این عملِ انسان، به مقتضای آن پشتوانه در خارج انجام میشود. گاهی انسان عملی را كه انجام میدهد بر اساس تخیل است، خیال میكند، ولی هیچ واقعیتی ندارد. براساس توهّم است خیال میكند كه الان این شخص دشمن اوست و بعد میرود با او به نزاع و ستیز برمیخیزد در عالم خیال! درحالیكه این شخص محبّ و دوست اوست. آمدند از او خلاف به عرض ایشان رساندند، آمدند مطالب خلاف نقل كردند، این شخص بدون تحقیق و تأمّل، در نفس او شروع شده، كمكم كمكم ایجاد تخیلات و توهّمات، یك نفر آمده دو نفر آمده، بعضیها آمدند، هی این ضم و ضمائمیكه آمده، بر اطراف وجود او پردهای از غفلت و اشاعات و تبلیغات و تخیلات به نحوی ایجاد میكند كه این شخص در درون آن تخیلات و توهّمات فرو میرود و اطراف را بر خود میبندد و بعد از آنجا شروع میكند به تصمیم گرفتن، در مقابل این شروع كند بایستد، شروع كند سب كند، شروع كند بر علیه این نامه بنویسد، شروع كند بر علیه او كتاب بنویسد، شروع كند در روزنامه بر علیه او مقاله بنویسد، شروع كند در رادیو و تلویزیون بر علیه او مطلب بگوید، شروع كند در این طرف و آن طرف به افراد دوستان بستگان بر علیه او صحبت كند.
تمام اینها برای همان پوششی است كه در دور او قرار گرفته و این بر اساس آن نقطهچینهایی كه هر كدام از اینها یك مطلب دروغ اصلًا دروغ بوده واقعیت ندارد، اصلًا اصل ندارد و این شخص به خود اجازه نداده است كه در قبال این مطالب و نقطههایی كه یكی پس از دیگری آمده و در كنار هم قرار گرفته و كلمهای را تشكیل داده است به نام كلمه دشمن؛ دالش را یكی آورده، شینش را یك كس دیگر آورده، میمش را یك كس دیگری آورده، نونش را كس دیگر آورده، شده دشمن، مقابل او برای او تبدیل به دشمن میشود بدون اینكه این همان دالی را كه از اوّل آورد برای تو، قبل از اینكه شین بیاید در اطراف دال، فحص میكردی، تحقیق میكردی تا دیگر نوبت به شین نرسد. گذاشتی این دال در وجود تو ثبت بشود خیلی مسئله مهم استها این دال در وجود ما ثبت شد، جا برای ورود شین باز شد این شین هم میآید در كنارش. افراد كه یك جور نیستند؛ با انسان حساب و كتاب دارند، میخواهند تصفیه كنند، حبّ و بغض دارند، اصلًا دین ندارند، اصلًا التزام ندارند، اصلًا التزام ندارند.
