معیار اتصاف افعال به حسن و قبح
14مرد بزرگی بود. ولی آنچه كه همیشه به عنوان یك نوه برای من مطرح بود این بود كه من بدانم ایشان در چه مرتبهای قرار گرفته بود؟ آیا مسئلهاش تمام بود؟ آیا از نقطه نظر فكری دیگر جای خطا نداشت؟ آیا از نقطه نظر توهمات و تخیلات آیا هیچ نبود؟ تمام افكارش صحیح بود؟ تمام كارهایش صحیح بود؟ البته بعد شنیدم ایشان نسبت به بعضی مسائل حتی حرف داشته، مثلًا با مسائل عرفان ایشان مخالفت میكرده، بعضی از مطالب عرفان را مختصّ ائمه میدانسته و حتی خود مرحوم آقا در همان زمان شباب و جوانی با ایشان در این مسائل بحث میكردند با پدرشان بحث میكردند. این یك مطلب. بعد آمدیم صحبت كردیم، بیشتر بررسی كردیم یك مرتبه در بین صحبتهایی كه مرحوم پدر ما با یكی از بستگان نزدیكشان میكردند یك مرتبه یك قضیهای را گفتند من داشتم میشنیدم در حیاط بودم میگویند كه ما این مطلب ایشان را قبول نداریم! ما اگر باشیم این كار را انجام میدهیم! تا این حرف را زدند ما كه مشغول آب دادن به گلها و سبزهها در باغچه بودیم یك دفعه ایستادیم. گفتیم مسئله چیست؟ متوجه شدیم كه بله، یك همچنین قضیهای بوده، ایشان نسبت به یك

