معیار اتصاف افعال به حسن و قبح
18الان در بعضی از جاها وقتیكه مرد میخواهد ازدواج بكند آن مهر خود را یك گل تعارف میكند نسبت به او، یا یك چیزی را كه دوست دارد، یك چیزی كه مورد توجه اوست، یك چیزی كه فرض كنید از یكی از نیاكان به او رسیده آن را به عنوان هدیه برمیدارد تعارف میكند و این مسئله در صدر اسلام هم بوده در زمان پیغمبر هم بوده. مهر زنها را سواد آموزی قرار میدادند، تعلیم قرآن قرار میدادند، مهر زنها را تعلیم نماز قرار میدادند، حتی اینها همه مهر بوده و خود همین ارزش دارد و از نظر حقوقی هم جایگاه خاصّ خودش را دارد. اینطور نیست اینكه میگویند مهر باید ارزشش از نظر مالی مشخص باشد. غلط است، یك همچنین چیزی ما نداریم. باید مهر از نقطه نظر حقوقی ارزشش مشخص باشد. یعنی فرض كنید میگوید من در ازای یاد دادن قرآن یا در ازای یاد دادن نماز یا در ازای یاد دادن عبادات، این را مثلًا مهر قرار میدهم، زن این را قبول میكند، این اشكالی ندارد. حالا این پولی بر آن مترتّب نیست. یا اینكه یك خودكاری یك خودنویسی یك انگشتری یك چیزی كه از نظر ظاهری معلوم نیست قیمتش چند هست، لازم نیست كه شما این را ببرید در بازار قیمت كنید آقا این انگشتر چقدر میارزد، این را مهر قرار بدهید، نه! باید مهر مشخص باشد، آن مشخص بودنش ملاك است نه اینكه قیمتش، ممكن است حتی قیمت هم نداشته باشد، ممكن است قیمتش ده تا یك تومانی

