معیار اتصاف افعال به حسن و قبح
25جاریست. این میتواند. اما اگر كسی در یك همچنین مرتبهای نباشد میآید میگوید چه؟ ما مهر دختران خود را سنگین میكنیم تا شوهران ارزش زنهایشان را بدانند! اینطور درست نیست. ارزش به بالا بودن پول نیست، به بالا بودن درهم و دینار نیست. مرحوم آقا میگویند ما با این مطلب مخالفیم، ما این را قبول نداریم، ما دنبال سنّت هستیم.
ببینید! اینكه من امروز خدمت شما به این صراحت آمدم این مطلب را باز كردم برای این است كه بدانید هیچ چیزی برای ما جز متابعت از حق مهم نیست؛ یعنی برای یك مسلمان، نه بنده، خود ما هزار و یك ایراد داریم. شخص در هر مرتبه از مراتبی باشد، تقوایش، دیانتش، فهمش، علمش، حمیتش، همّتش، تحمّل مصائبش، هرچه میخواهد باشد ولی باید دید در مكتب تشیع اسوه كیست؟ باید از كه متابعت كرد؟ این برای ما مهم است و انسان به هر مقدار كه میتواند خود را به این اسوه نزدیك كند، ده درصد عیب ندارد، بیست درصد عیب ندارد. اوّل اسوه را باید بشناسیم، اوّل باید آن فردی كه میتواند عمل او حجّت باشد را بشناسیم. حجّت یعنی مثل امام، امام كه در خفاست در پیش ما نیست، در میان ما نیست، ولی آن كسی كه به مكتب امام علیه السّلام وارد است، آن كسی كه به مبانی امام علیه السّلام وارد است، آن كسی كه به حقیقت امام علیه السّلام رسیده است و از آن دریچه به مسائل خارجی نگاه میكند، از آن دریچه، نه بر اساس تخیلات و توهّمات و مطالبی كه در كتب و اوراق نوشته شده، نه، بر آن اساس نگاه میكند، آن شخص میتواند اسوه قرار بگیرد. حالا انسان به مقداری كه خدا توفیق به او بدهد، به مقداری كه همّت داشته باشد، به مقداری كه زحمت بكشد، به مقداری كه خلوص نیت داشته باشد، به آن مقدار كه صفای نیت داشته باشد، هی خودش را نزدیك نزدیك نزدیك نزدیك میكند، آن میشود صد، انسان در قبال او، من نمیگویم ما همه صد در صد میتوانیم، نه! سعی میكنیم، تلاش میكنیم، حركت میكنیم، در همان مسیر، این میشود توهّم را كنار زدن، این میشود تخیل را كنار زدن.

