
زهد و تقوا از دیدگاه اهل معرفت (١)
زهد و تقوا از دیدگاه اهل معرفت (١)
19میكنم. این كتاب راجع به یك مطلب نوشته شده من ذهنم راجع فلان قضیه عوض شده، اصلا این ربطی به آن ندارد. این چیه؟ این همان اتصال است. میگوید شبهاتی برایم پیدا شده است چه بهتر كه بروم با اهل فن و با اهل علم این شبهات را مطرح بكنم. آمدم با یك نفر كه خیلی در آن شهر معروف و مشهور بود، مورد توجه افراد بود صحبت كردم مطرح كردم، دیدم این حرفهایش به دلم نمیچسبد. این یك چیز دیگر دارد میگوید من یك چیز دیگر فهمیدم، این دارد در یك وادی دیگر حرف میزند ببینید، هان، داریم به آن مطالب میرسیم ها. رفقا دارند به آن جریانات به آن نتیجهای كه میخواهیم بگیریم میرسیم حالا یا امروز یا روزهای دیگر دارم صحبت میكنم با فردی كه خودش اهل تألیف است مورد توجه افراد است، محل مراجعه افراد است، مسائل، مطالب، اعتقادات افراد را دارد. ولی دارم با او حرف میزنم ولی نمیچسبد حرفهایش، دلم را نمیگیرد نتوانست آنچه را كه من میگویم به من تزریق كند. مرا اشراب كند از آنچه كه مورد نظر من است. میگفت تا اینكه من یك مطلب را بیان كردم، گفتم این در فلان كتاب: آقا این كتاب را بگذارید كنار، اینها یك عدّه درویشاند، اینها معلوم نیست. گفتم هان! حالا فهمیدم، حالا فهمیدم كه چرا نگرفت. ببینید، اینكه اطّلاعی ندارد اینكه او را نمیشناسد، اینكه خبر ندارد. ولی چیه؟ آن اتصال همراه است، آن اتصال او را دارد تأیید میكند. با او دارد حركت میكند و با او معیت دارد. با او معیت دارد. میگفت رفتم سراغ یكی دیگر با او صحبت كردم دیدم نه او هم در یك حال و هوای دیگر، با شخص ثالث صحبت كردم دیدم نه! آمدم كتاب را باز كردم همان صفحه اول دیدم تمام جواب اشكالاتم آنجا داده شد.
این آن حقیقتی است كه انسان خود را باید به آن حقیقت برساند، به آن مسئله باید وصل كند. الان دیگر سنی از ما گذشته، نسبت به مطالب هم كموبیش اطّلاع داریم. چرا آنچه را كه در بعضی جاها پیدا میكنیم در جای دیگر نیست؟ چون محوریت و اساس در ظروف مختلفه و در جاهای مختلفه، آن اساس و آن محوریت فرق میكند، تفاوت دارد. اساس و محوریت برای ظاهرسازی و برای كثرت است ولی در بعضی از جاها اساس و محوریت برای ظاهرسازی نیست. تمام شد. اساس و محوریت بر جلوه دادن است. مجالس تشكیل میشود، محافل تشكیل میشود تبلیغات میشود، تو روزنامهها نوشته میشود، در و دیوار كاغذ چسبیده میشود، پارچه و كتان و نایلون ... برای اینكه فلان مجلس تشكیل بشود، این مجلس كه معلوم است این مجلس همان است كه همان است، به همان وضع است كه بر آن اساس و بر آن نیات است. حالا اگر یك مجلسی تشكیل شد با این وضعیت، آن توقّعی كه میرفت كه فلان قدر باشد یك چهارم انجام شد، میبینید زمین و آسمان به هم دوخته شد؛ ای داد چرا اینطور شد؟ ای داد چرا فلان؟ چون آن توقع حاصل نشده، آن نیت حاصل نشده. ولی انسان مجلسی میرود ...
