زهد و تقوا از دیدگاه اهل معرفت (١)
9نمیروید اینها را بشویید؟ پیاده شدم، یك مبلغی كه برای انصراف است دادم. گفتم آقا این مبلغ را بگیر و برو، من با یك وسیله دیگر میروم. چقدر زشت است كه انسان در میان جامعهایی حركت كند، با افرادی ارتباط داشته باشد كه به این نحو باشند. آن لباسی را كه انسان میپوشد لباس نظیف، وقتی میآید در یك همچنین ماشینی مینشیند روی یك همچنین صندلی، تمام آلودگیهایی كه روی این صندلی است همه به لباس انسان منتقل میشود.
آن وقت شما ببینید كه در اسلام چقدر نسبت به مسئله نظافت تأكید شده؟ آدم وارد این مساجد میشود، وارد این تكایا میشود، با بعضی از افراد كه میآید صحبت میكند از دومتری كه با آنها نشسته متأذی است و میخواهد زود مطلب تمام بشود و بلند شود و برود. خیلی این وضع، وضع اسفباری است. چرا مردم به این مطالب نباید برسند؟ اینها همه به خاطر بیتوجهی به مسائل فطری و روابط اجتماعی است كه الان ما مبتلای به اینها هستیم آن وقت دیگران بر ما خرده میگیرند.
رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم هر وقت از منزل بیرون میآمدند محاسن خود را شانه میكردند، موهای خود را شانه میكردند، نگاه میكردند كه جایی از لباسشان لكه نداشته باشد، حتی اگر یك لكهای [میدیدند در روایت داریم حضرت لباسشان را عوض میكردند، به عیالشان میگفتند كه این لباس را تمیز كن یا خودشان میرفتند تمیز میكردند. در خیلی موارد داریم حضرت خودشان با آب آن لباس را تمیز میكردند، حالا یك لكهایی هم هست كه كنار عبا وجود دارد ولی ممكن است این لكه دیده شود. پیغمبر، این كارها را نه به خاطر اینكه خودش را در میان مردم موجّه جلوه بدهد میكرد، نه! از آن طرف سوار، الاغ هم میشد، یك نفر هم پشت خودش مینشاند. از آن طرف پیغمبر كارهایی میكرد كه از نقطه نظر جامعه، در شأن یك نفر نبود و اینها مطالب اعتباری بود، اینها بر اساس انانیت شخصیتها و توهّمات باطله بود. نظافت چه ارتباطی دارد با مسئله زهد و این حرفها؟ حضرت خود را تمیز میكردند، شانه میكردند، تو آینه نگاه میكردند. پیغمبر از جمله كارهایی كه میكرد این كه به چشم خود سرمه میكشید. البته این مسئلهای است كه الان در میان جامعه و اینها مطرح نیست. صَرف نظر از خواصی كه دارد.

