زهد و تقوا از دیدگاه اهل معرفت (١)
13كه انسان این طبیعت زیبانمایی و جلوهگری را به عنوان اصل برای روابط اجتماعی قرار بدهد. این مذموم است كه تمام هدف و فكر روی این جهت باشد كه انسان خود را به دیگران بنمایاند، خود را به دیگران نشان بدهد، خود را به دیگران ارائه بدهد، به یك نحوهای باشد كه از نقطه نظر روابط اجتماعی و دیدگاهی كه دیگران نسبت به او دارند، آن دیدگاه همیشه بر یك میزان بماند. نتیجهاش این میشود وقتیكه برای انسان یك حكمی میآید كه آقا فلان كار را باید انجام بدهی و این عمل با این دیدگاه در تعارض واقع میشود. به حج باید مشرف بشوی و درحج باید سرت را بتراشی، یك مرتبه این دیدگاه میآید و در قبال حكم الهی، خود را مینمایاند، خود را در مقابل این مسئله قرار میدهد. در قبال اطاعت از امر الهی خود را مانع برای این مسئله قرار میدهد، مانعِ برای رسیدن به آن واقعیت و آن حقیقت قرار میدهد. اینجا چه باید كرد؟
مسئله اینجاست كه انسان باید شرایط لازم در حولوحوش خود را بر اساس آن كیفیت و تفكر صحیح همیشه مورد ارزیابی قرار بدهد و آنها را منطبق كند با آن تفكر، نه اینكه خود را محكوم آن شرایط بگرداند و بعد بیاید با بهانههای مختلف، با وسائل مختلف، از متون دینی، از كلمات صادره و وارده از ائمّه علیهم السّلام خود را نسبت به آن شرایط منطبق كنید.
این قضیه یك مسئلهای است. وقتیكه انسان بیاید در قبال حكم الهی بایستد، حالا بعداً به هر نحوی انجام بدهد یا نه آن یك مطلب دیگری است. در خیلی از موارد انسان میبیند وقتیكه با یك همچنین جریاناتی برخورد میكند، اولین مطلبی كه به نظر انسان میرسد این است كه یك راه فراری پیدا كند برای اینكه به آن نقطه مورد نظر برسد، از همان موقعی كه انسان میخواهد به دنبال این قضیه بگردد و دنبال آن نقطه بگردد، از همان وقت ارتباط قطع شد، تا حالا ارتباط بود، تا به حال این مسائل بود، تابهحال این وارده بود، همین كه انسان آمد و آن خواست پروردگار را به كناری گذاشت و فكرش را برد به دنبال اینكه یك چارهایی بیاندیشد، برای رسیدن به آن خواست خود، خدا هم گفت حالا كه اینطور كردی ما هم بستیم، میبندیم و بعد هم تو را در یك راهی قرار میدهیم كه به مطلوب برسی، به مقصدت برسی، به آن نیتت برسی. میرود از آن سؤال میكند آقا مرجع شما كیه؟ از كی تقلید میكنید؟ میگوید من از فلان كس، راجع تراشیدن مو نظرش چیه؟ میگوید احتیاط بكن: هان! این خوب است برویم سراغ این! ببینید، خدا یك نفر را میآورد در سر راه او قرار میدهد. از همان افرادی كه او را میتوانند به آن نیتش برسانند. چرا؟ چون نفس او درحال درگیری است، نفس او در حال تلاطم و تضارب است. نفس او در حال فرار است. نفس او به دنبال بهانه است. اگر سر خود را نزند نفس

