اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

زهد و تقوا از دیدگاه اهل معرفت (١)

14535
عنوان بصری

زهد و تقوا از دیدگاه اهل معرفت (١)

15
  •  او او را ملامت می‌كند. خلاف حكم الهی را انجام دادی، مخالفت كردی، حج تو ممكن است اشكال پیدا بكند، معصیت الهی را انجام دادی. اینها را نفس، همه در نظر می‌گیرد، بعد به دنبال یك راه فرار دیگری هم می‌گردد كه بتواند خود را آرام كند، در سكونت و اطمینان در بیاورد، در این كشاكش و تضارب و دیالوگی كه برای این دو مسئله در نفس خود بوجود آورده است، خدا راه را در اختیارش قرار می‌دهد می‌گوید: بفرما، هان! داری دنبال یك راهی می‌گردی كه از آنچه را كه من گفتم خود را خلاص كنی و به نیات خود برسی، ممكن بود با این فرد ارتباط پیدا نكنی، ممكن بود با این شخص برخورد نكنی، ولی همین كه بر سر این دو راهی برسی، به جای اینكه از این خیابان بروی من در فكر تو می‌اندازم از این خیابان بروی و وقتی به وسط این خیابان رسیدی، یك همچنین فردی در قبال تو قرار می‌گیرد و تو از او سؤال می‌كنی و مشكل تو را حل می‌كند.

  •  اما اگر از اول دل را به من سپرده بودی، و نیت تحصیل رضای مرا در خاطر داشتی، من از اول تو را در این جاده نمی‌انداختم، در ذهنت می‌انداختم از این طرف بروی. یك همچنین فردی، باهات اصلا برخورد نكند. هان! وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَه وَ اللَه خَيْرُ الْماكِرِينَ‌ آل‌عمران، ٥٤ اینها می‌خواهند در قبال حكم خدا مكر بورزند، مكر یعنی حیله و راه فرار. در قبال حكم الهی چاره پیدا بكنند. اینكه می‌خواهم عرض كنم یك نمونه‌اش است در هر قضیه این‌طور است: یك نمونه این است. نمونه‌های دیگری دارد خیلی‌هایش را خدمت رفقا عرض كردم و خیلی‌هایش را هم انسان باید با تجربه به آنها برسد. در زندگی خدای متعال برای انسان تمام این موارد را پیش می‌آورد. همه این مسائل را پیش می‌آورد.

  •  اینكه ما در مقابله با این جریان، كدام یك از دو طرز تفكر و كدام یك از دو خواست را در ذهن خود و در سینه خود و در مغز و فكر خود قرار می‌دهیم. آیا اول آنچه را كه مورد رضای الهی است او را مد نظر می‌آورم و بعد به دنبال مسائل و قضایایی كه در حول‌وحوش خود می‌گذرد حركت می‌كنیم؟ این می‌شود همان نوری كه خدای متعال آن نور را به واسطه توجه انسان به او در قلب انسان قرار می‌دهد. با این نور می‌آیید می‌نشینید با یك نفر صحبت می‌كنید می‌بینید با دل شما حرف‌هایش نمی‌خواند، رد می‌شوید. با این نور می‌روید در یك جایی با یك فردی صحبت می‌كنید كه اهل مطالب است، اهل علم است، حرف می‌زنید به دلتان نمی‌نشیند. با این نور می‌روید با شخص ثالث صحبت می‌كنید، بالاتر است، می‌بینید به دلتان نمی‌نشیند، نمی‌نشیند، نمی‌نشیند، چرا نمی‌نشیند؟ چون او این نور را ندارد، او این اتصال را ندارد. علمش از شما بالاتر است ولی اتصال ندارد به دل نمی‌نشیند. اطلاعش بر كتب از شما بیشتر است ولی وقتی‌كه صحبت می‌كنید با او، می‌بینید نمی‌توانید در مقابلش حرف بزنید. از عهده استدلالش نمی‌توانید بربیایید. تقصیر هم ندارید چون اهل این مطالب نیستید