
زهد و تقوا از دیدگاه اهل معرفت (١)
زهد و تقوا از دیدگاه اهل معرفت (١)
27هزار نفر بیایند؟ چرا؟ آن ده نفری كه بیایند با نیت میآیند، میآیند از امام حسین بگیرند، از آن نفس اشراب بشوند آن دو هزار نفر میآیند فقط یا این نفر را نگاه میكنند یا آن نفر را. شخص واعظ صحبت میكند این با بغل دستیش حرف میزند قضایا و قصهها و مسائل را مطرح میكند.
مرحوم آقا میفرمودند در همان زمان سابق، زمان شاه میگفتند كه ما در یكی از همین مجالس در طهران شركت كردیم، همین مسجد چهل ستون مسجد جامع هست در بازار طهران، ختم یكی از آقایان بود یكی از افراد فوت كرده بود به رحمت خدا رفته بود ما رفتیم شركت كردیم. اتّفاقا خود ایشان هم برای مجلس ختم اعلانیه چاپ كرده بودند، مجلس استاد ایشان بود. مرحوم آقا شیخ حسین حلّی رحمة اللَه علیه؛ بسیار مرد بزرگواری بود، از آن افرادی بود كه بیهوا بود با اینكه از تمام مراجع وقت، مرحوم حاج شیخ حسین حلّی اعلم بود، ولی برای رسیدن به مرجعیت قدمی برنداشت. از همه اعلم بود، و خودش در مجلس فتوا و شورای فتوای مرحوم آقای حكیم رحمة اللَه علیه شركت میكرد. درحالیكه ایشان از خود آقای حكیم اعلم بود. نفس نداشت، هوا نداشت. میگفت ما میخواهیم برویم كار مردم را راه بیندازیم حالا ما از خود این آقا اعلم باشیم یا نباشیم. برای ما مهم نیست. مرحوم آقا هفت سال پیش ایشان درس خواندند. بسیار مرد عالمی بود نِحریری1 بود در فنّ خودش، واقعا نحریری بود. من الان بعضی از تقریرات مرحوم آقا یا نوشتجاتی كه از ایشان دارم مطالعه میكنم یك مطلبی هم فعلا در دست بررسی داریم انشاءاللَه اگر خداوند توفیق بدهد شاید برای اهل فن البتّه، كتاب، كتاب عربی است و مسائل، مسائله فنّی است. وقتیكه من این نوشتههایشان را مطالعه میكنم میبینم عجب آدم روشنی بود ایشان، در آن موقع، آن فضای نجف و آن وضعّیت، اینقدر آدم روشن، اینقدر آدم اهل مطالعه، آنقدر به فلسفه غرب وارد، آنقدر به مطالب و نوشتههایی كه در آنجا دارد میآید وارد، آن موقع این حرفها نبود، آنقدر وارد، واقعا مرد ذی قیمتی بود و ذی ارزشی بود. خدا رحمت كند.
- انديشمند و خردمند و ماهر.
