
زهد و تقوا از دیدگاه اهل معرفت (١)
زهد و تقوا از دیدگاه اهل معرفت (١)
31در اینجا بیاورند. مگر این كار را نكرد؟ دو نفر را فرستاد، آمدند گفتند این رسول شما كجاست؟ گفتند در مسجد نشسته، آمدند در مسجد پیش پیغمبر، همین دو نفر در خود مسجد مدینه آمدند. گفتند كه ما دستور داریم، حضرت آنها را آن روز قبول نكرد و گفتند فردا بیایید. فردا آمدند گفتند كه ما دستور داریم كه شما را ببریم. حضرت فرمودند میدانید چرا گفتم امروز بیایید و دیروز قبول نكردم؟ گفتند نه: گفتند برای اینكه دیشب جبرائیل آمد به من خبر داد كه این پادشاه شما خسرو پرویز را فرزندش دیشب در هنگام خواب به قتل رسانده. خواستم این را امروز به شما بگویم. گفتند عجب. گفتند حالا صبر میكنیم. یك هفته گذشت از طرف شیرویه سلطان ایران خطاب آمد به پادشاه یمن، این دو نفر را برگردان و این مسئله را تو تمام كن. یك هفته بعد خبر آمد كه در فلان شب، همان شبی كه پیغمبر این مطلب را گفتند، خسرو پرویز به دست فرزندش شیرویه به قتل رسید. پیغمبر هم همان موقع فرمودند گرچه كشتن او به عنوان یك فرد ظالم واجب و لازم بود ولی چون فرزند این كار را كرده شش ماه بیشتر دوام نمیآورد. این را هم همانجا پیغمبر فرمود. شش ماه بعد هم شیرویه به واسطه یك مرض از دنیا رفت.
مرحوم آقا به آن شخص فرمودند آیا این احترام است؟ این دیگر هیچ حرف نزد، نتوانست دیگر صحبت كند. بعد وقتیكه گذشت، ایشان رو كردند به او گفتند كه یك سؤال از شما میكنم جناب شیخنا! گفتند آیا صحبت شما ارزشش بالاتر است و احترامش بالاتراست یا قرآن، كلام خدا؟ گفت آقا كلام خدا، این چه حرفی است! گفتند اگر شما الان بالای منبر بودید و داشتید برای مردم صحبت میكردید و یك نفر پای منبر شما قلیان به دست قر قر قر قر قر میكرد ناراحت نمیشدید؟ كلام خدا اینقدر ارزش ندارد كه این قاری الان نشسته قرآن میخواند وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ الأعراف، ٢٠٤ شما نشستید و قلیان میكشید و دودش را میدهید به این مردم؟ همین عبارت ایشان بود چی را دارید مسخره میكنید؟ دم از كدام دین دارید میزنید؟ هان؟! فقط بسم اللَه نوشتن هتك حرمت است؟ قاری قرآن الان قرآن میخواند شما قلیان و قرقرقر میكنید و با بغلیتان حرف میزنید این بیاحترامی نیست؟ فقط بسم اللَه نوشتن بیاحترامی است؟
