
زهد و تقوا از دیدگاه اهل معرفت (١)
زهد و تقوا از دیدگاه اهل معرفت (١)
39گفتند اللَهم صلّ علی محمّد و آل محمّد. گفتم به همین دلیل! آدم یك خورده فكر كند ببیند این محمد كدام محمد است؟ آن محمّد بن عبداللَه یا آنكه آمد به جنگ امام حسین؟ كدام است؟ گفتم عجب، عجب! تمام شد، از آن تقلید كنیم یا از این؟ و بنده خدا رفت و بعد به یك وضعیتی. این چه میشود مسئله؟ به كجا میرسد و انسان راه را به كجا میبرد!
ساعت یازده و نیم است و من هم خسته، اتّفاقاً من دیشب هم تا صبح نخوابیده بودم، سردرد داشتم. احتمال میدادم كه امروز توفیق رسیدن به خدمت رفقا را نداشته باشیم، دیگر گفتیم علی اللَه بنا را میگذاریم و الحمدلله صبح یك ساعتی خوابیدیم تا اینكه آقای دكتر آمدند در زدند و آمدیم خدمت رفقا، دیگر حالمان بهتر شد و الان هم كه خدمت رفقا رسیدیم دیگر از آن آثار و عوارض بهطور كلی برطرف شده الحمدلله. واقعاً من این را یك نعمت الهی میدانم برای خودم، به واسطه این نیات صافی كه مشاهده میكنم كه این نیات صاف در اینجا اینها همه اثر میگذارد، در حال و هوای انسان اثر میگذارند و خداوند خودش باید دست ما را بگیرد كه بسیار راه، راه ظریف ولی درعینحال متقن. كسی كه بخواهد خودش را به خدا بسپارد خیلی برایش راحت است. از آب خوردن راحتتر است. كسی كه بخواهد خودش برود با پای خودش برود به خودش بخواهد اتّكا كند هیچ چیزی مشكلتر از این نیست. چون در هر قضیه شیطان میآید سراغ انسان، در هر قضیه وسوسه برای انسان پیدا میشود.
امیدواریم كه خداوند ما را توفیق بدهد و ما را نسبت به این مسئله آگاه كند. انشاءاللَه بقیه مسئله برای جلسه آینده.
یك مطلبی را میخواستم برای رفقا تذكر بدهم قبلًا صحبت شده ولی ظاهراً مسئله آنطوری كه بایدوشاید اهمیتش بیان نشده بود. این مجالس، مجالسی است كه بهطور كلی هر مجلسی نه اینكه اختصاص به این مجلس داشته باشد وقتیكه ذكر خدا بشود، وقتیكه ذكر صالحین بشود عند ذكرالصالحین تنزل الرّحمه1 رحمت پروردگار میآید، نورانیت میآید، انسان احساس دیگری دارد نسبت به وضعیت و حال خودش. حركت كردن و صحبت كردن بعد از مجلس آن حال و هوا را در انسان ضعیف میكند. تقاضای بنده از رفقا این است كه اگر مطلبی دارند بعد از اینكه مجلس تمام شد دیگر كسی با من صحبت نكند، چون حال من بعد از صحبتی كه میكنم مقتضی برای پاسخ دادن نیست و اگر رفقا بیایند صحبت كنند در نفس من تأثیر سوء میگذارد، صحبت نكنند. همینطور سر جای خودشان بنشینند، اگر كسی مطلبی، چیزی دارد كه مورد نظر است و ضرورتی است كاغذ بنویسد و به رفقا و افرادی كه آنها زحمتشان را متكفل میشوند بدهد انشاءاللَه خداوند رفع نیاز میكند.
- مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج ٥، ص ٢٧٥.
