اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

لزوم طلب واقعی برای وصول به خدا

17٬325

ای بهترین کسی که انسان او را می‌خواند!. خَیر یعنی انتخاب شده نه به معنی بهترین. سرمایۀ مؤمن سه چیز است: پناه اسلام، اعتماد به قرآن و محبّت پیامبر. معانی «پیغمبر أُمّی». خداوندا! اجری عطا بفرما که موجب تقویت قدم من در این راه باشد. انواع ایمان و عبادت بندگان خدا. ایمان واقعی موجب آمرزش گناهان است. خدایا امید ما را در قلبمان تثبیت کن!. خدایا امید ما به خودت را زنده‌تر کن!. معنی علم لدنّی. انسان باید در طلبش قوی باشد و الاّ به نتیجه‌ای نمی‌رسد. خاطرۀ مؤلّف از آثار مخرّب طوفان شدید همدان. خواست و ارادۀ واقعی انسان، مهم‌ترین رمز پیشرفت او. روایتی در عدم التفات مؤمن به غیر خدا. اشعاری از خواجه حافظ و ابن فارض در باب عشق به خدا. رجا و امید مردانه در راه خدا. دایا اگر آبرویم را هم بریزی، دست از تو برنمی‌دارم. ترک معصیت بنده به خاطر محبّت به خدا. معیّت با حضرت مصطفی و آلش را به ما عطا فرما.

لزوم طلب واقعی برای وصول به خدا

توضیحات:

ای بهترین کسی که انسان او را می‌خواند!. خَیر یعنی انتخاب شده نه به معنی بهترین. سرمایۀ مؤمن سه چیز است: پناه اسلام، اعتماد به قرآن و محبّت پیامبر. معانی «پیغمبر أُمّی». خداوندا! اجری عطا بفرما که موجب تقویت قدم من در این راه باشد. انواع ایمان و عبادت بندگان خدا. ایمان واقعی موجب آمرزش گناهان است. خدایا امید ما را در قلبمان تثبیت کن!. خدایا امید ما به خودت را زنده‌تر کن!. معنی علم لدنّی. انسان باید در طلبش قوی باشد و الاّ به نتیجه‌ای نمی‌رسد. خاطرۀ مؤلّف از آثار مخرّب طوفان شدید همدان. خواست و ارادۀ واقعی انسان، مهم‌ترین رمز پیشرفت او. روایتی در عدم التفات مؤمن به غیر خدا. اشعاری از خواجه حافظ و ابن فارض در باب عشق به خدا. رجا و امید مردانه در راه خدا. دایا اگر آبرویم را هم بریزی، دست از تو برنمی‌دارم. ترک معصیت بنده به خاطر محبّت به خدا. معیّت با حضرت مصطفی و آلش را به ما عطا فرما.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

لزوم طلب واقعی برای وصول به خدا

17
  • فَقَد أفنَیتُ بِالتَّسویفِ و الآمالِ عُمری؛ «من تمام عمر خود را به مسامحه و آرزوها گذراندم.»

  •  مدام گفتم که امروز عمل خوب انجام می‌دهم! نشد، فردا؛ فردا نشد، پس فردا! و مدام به تسویف گذراندم و سَوفَ سَوفَ گفتم،1 تا اینکه عمر من به این سر حدّ رسید، و آرزوهای دراز، قلب مرا گرفت.

  • و قَد نَزَلتُ مَنزِلةَ الآیسینَ مِن خَیری؛ «الآن به جایی رسیده که وقتی من خودم را ملاحظه می‌کنم، می‌بینم در منزل افرادی هستم که از خیر خود آیس هستند، نه از خیر تو ها! (الآن من یک منزله‌ای دارم که هرچه ملاحظه می‌کنم می‌بینم خیری در من نیست!)»

  • فَمَن یَکونُ أسوَءَ حالًا مِنِّی إن أنا نُقِلتُ عَلیٰ مِثلِ حالی إلیٰ قَبری؛ «پس در این حال، در این موقعیت و در این منزله، کدام فردی حالش از من خراب‌تر است؟!...»

  •  محبّت من به تو تا سر حدّی است که نمی‌توانم دست بردارم، و نمی‌توانم به غیر تو گرایش پیدا کنم. وقتی به باطن و سریرۀ خودم رجوع می‌کنم می‌بینم در آن هم خیری نیست، و از طرفی تو را هم دوست دارم، چکار کنم؟

  •  اگر چه مردم به تو محبّت ندارند هرکدام از آنها به چیزهایی مشغول‌اند؛ یکی زنش را دوست دارد، یکی بچه‌اش را دوست دارد، یکی تجارتش را دوست دارد، یکی لباسش را دوست دارد، یکی حکومتش را دوست دارد! همۀ مردم سرگرم هستند و از حقیقت غافل‌اند، و به اینها خوش هستند! خوش به حال اینها که درد ندارند، عصب ندارند، فکر ندارند، بی‌جهت خوش هستند! انسان باید خودش را به طبل بی‌عاری بزند، و از فکر بیرون بیاید و یک خواب راحت بکند. ولی خدایا! تو به ما درد دادی، دردِ عجیب، درد عشق و محبّت، که نمی‌گذارد شب بخوابیم، نمی‌گذارد روز بخوابیم! موقع غذا خوردن، موقع حرکت، موقع سکون، موقع عبادت و موقع غیر عبادت این درد می‌رود بالا؛ می‌خواهیم علاج کنیم، امّا به کجا متوسّل بشویم؟ غیر از تو که کسی نمی‌تواند ما را راه بیندازد! به باطن خودمان رجوع می‌کنیم که حرکت کنیم، یک عملی انجام بدهیم، یک کار خوبی کنیم، یک خیری از ما سر بزند امّا می‌بینیم نه، نه، اینجا خالیست! اصلاً خیری وجود ندارد! آن وقت در این حیص و بیص و کش مکش [نمی‌توانم به غیر تو گرایش پیدا کنم و از تو دست بردارم.]

    1. امام باقر علیه السّلام فرمودند:
      «إیاکَ و التّسویفَ، فَإنّهُ بَحرٌ یَغرَقُ فیه الهَلکیٰ؛* ”مبادا در عمل تأخیر کنی و آن را به فردا بیافکنی که تأخیر در عمل، دریایی است که افراد بسیاری در آن به هلاکت رسیدند!“»
      * بحار الأنوار، ج ٧٥، ص ١٦٤.
/ 260