لزوم طلب قوی برای وصول به خدا
16سَیّدی أخْرِج حُبَّ الدُّنیا مِن قَلبی؛
«ای خدای من و ای آقای من! از تو طلب میکنم که حبّ دنیا را از قلب من بیرون ببری (و حبّ خود را تا این سطح در دل من بفرستی)!»
این موانعی که در راه هست؛ همین غفلتها و گرایشهای مختصر، آمال و آرزوها، زن و بچّه، کسب و تجارت، معاشرت و اجتماع و مردم و...، انسان را به خودش میکشاند، این را بهکلّی از دل من خارج کن!
و اجْمَع بَینی و بَینَ المُصطفَیٰ و آلِهِ، خِیرَتِکَ مِن خَلقِک و خاتَمِ النَبیّینَ محمَّدٍ صَلَّی اللَه علیهِ و آلِهِ! «و بین من و بین مصطفی و آلش جمع کن، همیشه من با آنها باشم! موجودات طاهر، مطهّر، پاک و پاکیزهای که به اندازۀ سر سوزنی از محبّت دنیا در وجودشان نمانده، اینها موجوداتی هستند که از میان عوالم مختارند و در میان تمام خلائق، مورد انتخاب و پسند تو قرار گرفتند. بین من و بین آن محمّد مصطفی خاتمالنبّیین و آل مصطفی که بر او و آل او درود باد، جمع کن، تا همیشه ما با آنها باشیم و یک لحظه بدون آنها نباشیم!»
و انْقُلنی إلیٰ دَرَجةِ التوبةِ إلیکَ؛ «مرا به درجۀ توبۀ به سوی خودت منتقل کن.»
که همیشه چشم من به مقام مقدّس تو باشد و همیشه با نفس خود رجوعِ به سوی تو کنم، و در حرکت به سوی تو ـ که همان توبه و رجوع است1 ـ یک لحظه درنگ نکنم و دائماً در سیر باشم!
و أعِنّی بِالبُکاءِ عَلیٰ نَفسی؛ «تو من را به گریهای که بر نفس خودم میکنم کمک کن!»
من دارم گریه میکنم، امّا تو من را کمک کن! این نفس امّاره خیلی من را اذیّت و خسته کرده، کمر را خرد کرده، شانهها را خرد کرده، بارهای سنگین بر انسان میگذارد، بین انسان و بین محبوبش که تو هستی، جدایی میاندازد، مدام میخواهد انسان را به عالم غرور نزدیک کند! و واقعاً انسان باید بر این نفس گریه کند، بگوید: خدایا، کمک کن!
- جهت اطّلاع از اینکه حقیقت توبه عبارت است از: حرکت به سوی ذات حقّ، رجوع شود به انوار الملکوت، ج ١، ص ١٦٠.

