
تقوا و آثار آن (١)
حقيقت معناي تقوا و آثار آن . شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ. 1 تفسير آيه 83 سورۀ مباركه قصص: (تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ ) 2 يكي از اموري كه بسيار در حركت سالك بسمت پروردگار متعال مؤثر ميباشد وجود جمعیت خاطر در او و پرهيز از اضطراب و تشويق و تمريج قلب و ذهن ميباشد. 3 حضرت عيسي عليه السلام در خطاب به حواريون خود ميفرمايد: من شما را نه تنها از انجام اعمال خلاف نهي ميكنم، از تصور و نيت آن هم شما را باز ميدارم. 4 آنچه موجب كدورت نفس و ابتعاد آن از پروردگار متعال ميشود نفس عمل خارجي افراد نميباشد بلكه صورت مثالي و ملكوتي آن منجّر به اين امر ميشود. 5 مسأله وابستگي و تعلق انسان نسبت به دنيا و مسائل اعتباري آن از اين امر نشأت ميگيرد كه نفس انسان بواسطه توجه به زرق و برق دنيا و جلوههاي آن، از آن جوهرۀ صاف و پاك و بيآلايش خود كه عبارتست از حقيقت ربطيه بين او و عالم تجرد فاصله ميگيرد. 6 ذكر تشبيهي لطيف در ارتباط با اينكه چگونه انسان در اثر بعد و ابتعاد از حقيقت وجود خويش و عدم رعايت مراقبه و پايبندي به مباني و ملاكات وارد در عالم انانيت و كثرت و توغلات عالم دنيا ميشود. 7 تفسير بخشي از آيه 28 سورۀ مباركه حديد:( يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ) 8 معناي ايمان آوردن دوباره افراد پس از حصول ايمان و تقوا چه ميباشد. 9 توضيح فرمايش امام صادق عليه السلام در ارتباط با مسئله نيّت و آن پشتوانهاي كه افراد در اعمال و عبادات خويش بايد مورد لحاظ قرار دهند: اَنَّ قوماً عبدواللَه وحده لا شريك له و اَقاموا الصلوة و... 10 امروزه برخي از علماء يكي از ضروريترين مسائل مكتب اسلام را كه عبارتست از خلافت بلافصل اميرالمؤمنين عليه السلام و تمسك به ولايت ايشان را از جمله مسائل اجتهادي و فرعي تلقي ميكنند. 11 امام صادق عليه السلام ميفرمايند: بني الاسلام علي خمس... و ما نودي بشيءٍ مثل ما نودي بالولاية. 12 افتخار مكتب شيعه به اين است كه اصل پيكرۀ اعتقادي او را امام حيّ معصوم تشكيل ميدهد. 13 توضيحي راجع به فرمايش امام باقر عليه السلام به فرزند خويش امام
تقوا و آثار آن (١)
6اگر انسان فرض كند در دنیا تك و تنهاست، در روی كره زمین فقط او وجود دارد، كس دیگری وجود ندارد، به مقدار كافی خداوند قوت، غذا و سایر نعمتها را برای او قرار داده، در تفریح و تفرّج و مسكن و نعمتها، همه هست و كس دیگری هم وجود ندارد، فقط اوست. از این میزانی كه خدا برای او قرار داده چقدر استفاده میكند؟ به آن مقداری كه بخورد و سیر بشود بقیهاش را كاری ندارد. محل مناسبی برای زندگی خودش انتخاب میكند آن مقدار و آن كیفیتی كه بتواند راحت بخورد، بیاشامد، استراحت بكند بیش از اینكه كاری ندارد. كسی نیست كه مزاحم او بشود، كسی نیست كه با او در این مسئله در تعارض قرار بگیرد. اما همین كه فردا از خواب بلند شد دید یك نفر آمده و در كنار او قرار گرفته یكدفعه میبینی فرق كرد. من بروم زودتر به او برسم قبل از اینكه او دسترسی پیدا كند! همین نقطه خراب شد، همین نقطه مسئله را خراب كرد. من به اینجا بهتر برسم قبل از اینكه او به آنجا رسیده! من به این نعمت زودتر دسترسی پیدا كنم قبل از اینكه او! حالا اگر این شد دو نفر، اگر این شد سه نفر، اگر این شد یك مجتمع، اگر این شد یك دنیا. ببینید دیگر چه خواهد شد.
تمام اینها بخاطر این است كه در تعلّق به دنیا و در تعلّق به كثرات دنیا از آن حقیقت سازجه و زلال و ماء مَعین و بدون رنگ و بدون شِین و بدون هیچگونه جنبه تكدّر، از او آمده هی فاصله گرفته.؛ اول یك نفر، یك خورده، فردا دو نفر شدن یك مقدار تعلّق بیشتر هی آمد اضافه، اضافه شد تا وقتیكه برای رسیدن به دنیا از هیچ مسئلهای فروگذار نمیكند. برای رسیدن به دنیا دیگر فكر نمیكند كه آیا حالا به صلاحش هست یا نیست. فكر نمیكند اقدام در این عمل او را از توحید دور میكند یا به توحید نزدیك میكند. دیگر مَنگ و مَست و خواب و در یك حالتی كه قوا و مشاعر عقلانی او دیگر از او سلب میشود. نصیحت میكنی مثل دیوار به آدم نگاه میكند! این همان كسی بود كه هفته قبل وقتی نصیحت میكردی اشك از چشمانش درمیآمد! چطور شد حالا عین دیوار به آدم نگاه میكند؟! مَنگ شده، مَست شده، مسخ شده، آن انسان به حیوان تبدیل شده!
