اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تقوا و آثار آن (٢)

14318
عنوان بصری
نسخه عربی

تقوا و آثار آن (٢)

19
  •  امیرالمؤمنین این خطبه‌ها را نگفته. افرادی كه بودند از زمان رسول خدا تا الان، افراد مشخص هستند، بزرگان در عرب مشخص هستند، علماء مشخص هستند، فضلا مشخص هستند، همه اینها اسامی‌شان هست، نوشته‌هایشان هم هست كدام یك از اینها آمده یك چیزی مثل همچنین كتابی آورده؟ بیاید بگوید؟ اگر كسی بوده بیاید. افرادی كه آمدند صحبتشان، خطبه‌ای كه خواندند، مقاله‌ای كه نوشتند، مسئله‌ای كه مطرح كردند مسئله علمی، خیلی خیلی بالاتر از همه آنها یعقوب بن اسحاق كندی بوده كه حرف‌هایی كه می‌زدند پیش نهج‌البلاغه همه روزنامه است فقط این بوده دیگر؟ كی بوده دیگر غیر از این؟ آن كسی كه مثل امیرالمؤمنین بیاید این مسائل توحیدی را مطرح بكند كدام یك از علماء مانند او می‌تواند یك همچنین روایاتی بیان كند؟ یك همچنین خطباتی بیاید بگوید؟ به یك همچنین كیفیتی بیاید تعریف بكند؟ كی هست؟ همین‌طوری بنشینیم بگوییم نیست! اینكه صحیح نیست. همین‌طوری بنشینیم بگوییم كه آقا سند نهج‌البلاغه را كی آمده گفته؟ مطالب نهج‌البلاغه از كجا رسیده؟ از كجا استناد دارد؟ به كجا مربوط است؟ حالا چون در نهج‌البلاغه چندتا خطبه هست پس بنابراین همه نهج‌البلاغه زیر سؤال باید برود، آن خطبه‌ها را هم چون خودشان نفهمیدند كه به چه كیفیتی هست كلّ نهج‌البلاغه باید برود زیر سؤال. این مسئله با مسئله تقوا نمی‌سازد.

  •  تمام این مطالب به خاطر این است كه ما در ارتباط با كارهای خود، همیشه دست پایین را گرفتیم. هیچ‌وقت نخواستیم رشد كنیم. همیشه خواستیم در همین افكار پایین بمانیم. همیشه خواستیم در این ارتباطات بمانیم، همیشه خواستیم در ارتباطمان با افراد، یك قدم جلو نگذاریم، یك قدری فكر خودمان را بالاتر نبریم، یك قدری عمیق‌تر نگاه نكنیم. بر این اساس، توارد خیالات و اوهام در كل شبانه روز دامن ما را می‌گیرد، یك خیال می‌رود، خیال بعد می‌آید، یك خیال می‌رود، خیال بعد می‌آید. یك نفر می‌آید یك حرف به ما می‌زند، می‌پذیریم، آن یكی می‌آید یك حرف دیگر می‌زند حرف او را می‌پذیریم، آن یكی می‌آید سوّمی حرف او را می‌زند دنبال حرف او می‌رویم. هیچ خودمان نمی‌رویم تحقیق كنیم، هیچ خودمان نمی‌رویم صرف نظر از این مطلبی كه گفته شده بگردیم، زود قضاوت می‌كنیم، زود حق را به او می‌دهیم، یا زود او را محكوم می‌كنیم. اینها همه برای این است كه این نفس و قدرت فكری و تعقّلی ما گرچه نسبت به مطالب ظاهری و علوم امتیازی پیدا كرده و رشد پیدا كرده، ولی از نقطه نظر خودساختگی در همان مرحله طفولیت باقی مانده.