تقوا و آثار آن (٢)
21سر سوزن و میتواند هزارها ساعت را ضبط كند. چه مقدار به آن دستگاه اضافه شده؟ از نقطه نظر ارج و از نقطه نظر موقعیت؟ هیچ. فقط كوچك شده، مطالب زیاد است، اطّلاعات زیاد است، ولی درك وجود ندارد. همان دركی كه مال او بوده همان درك هم الان مال این است تفاوت نمیكند. فهم زیاد نشده حجم زیاد شده! ما درصدد بالا بردن حجم اطّلاع بودیم تابهحال، نه درصدد ساختن خود و قوام نفسانی و قوام فكری و قوام عقلانی خود، در این صدد نبودیم. اطلاعاتمان را زیاد كردیم؛ هی كتاب خواندیم كتاب كه ما را بالا نمیبرد، هی دفتری به دفترهای دیگر اضافه كردیم، اینها كه فكر ما را تصحیح نمیكند. البتّه مطالبی كه بزرگان نقل كردند و معیارهایی كه به دست دادند راه را برای رسیدن به مطلب روشن میكند ولی خود ما باید اینها را در خود پیاده كنیم و خود را با اینها منطبق كنیم تا ما پس از گذشت زمان و طی روزها و ماهها و سالها كمكم كمكم از نقطه نظر ارتقاء روحی و فكری و عقلانی به همان مرتبهای برسیم كه این مبانی برای ما توضیح داده شده، به آن مبنا برسیم، به آن قاعده برسیم و به آن حالی برسیم كه با آن حال، مطلبی را كه میگوییم فصل است، خطا دیگر در آن نیست.
همانطوری كه در جلسه قبل خدمت رفقا عرض شد این مسئله احتیاج دارد به تصحیح خیال؛ یعنی انسان خیال خود را تصحیح كند. آنچه را كه در ذهن او میآید تصحیح شده باشد. فكر او فكر مصحّحی باشد. راه برای این مسئله چیست؟ چگونه انسان میتواند به این مرتبه برسد؟ به مرتبهای كه دیگر واقع برای او مجسّم باشد نه صورت ظاهر، واقع برای او ملاك باشد نه هیاهو و ازدحام و تبلیغ، واقع برای او ملاك و مدّنظر باشد نه امور دیگر. كی انسان میتواند به این مرتبه برسد؟ وقتیكه قوای تخیلی و وهمیه او كه بر پایه نقائص نفسانی و كیفیت فرهنگ جامعه و میزان اطلاعات شخصی و مقدار تقرّب انسان به پروردگار در مراحل مختلف تجرّد، به مرتبهای برسد كه از مقدار توهّم كاسته بشود و به مقدار تعقّل اضافه بشود. اگر انسان در این مسیر قرار گرفت كمكم كمكم با پشت سر گذاشتن افكار و تخیلات سابق و كیفیت فهم سابق میآید و اساس جدیدی را پیریزی میكند. انسان میتواند این كار را انجام بدهد.

