تقوا و آثار آن (٢)
9كند، این مسئله را بداند، متوجه بشود بزرگان میگفتند وقتیكه متوجه شدید باید حساب دیگری باز كنید، چشم را انسان نمیتواند ببندد، گرچه حُسن ظن در شرع دستور است در موارد خود، ولكن در بعضی از موارد حسن ظن خطاست. انسان نمیتواند در همه چیز چشمش را ببندد، در همه امور چشمش را ببندد، در هرچه را كه میبیند حمل بر صحّت كند، در هر چیزی را كه مشاهده میكند حمل به صحّت كند، بله، یك وقتی مسائل، مسائل جزئی است، مسائل عادی است در اینگونه موارد گفتند حمل به صحّت كن.
اما یك وقتی شما میخواهید بروید از یكی تقلید كنید اینطوری نیست كه همیشه حمل به صحّت كنید! نه، دین را میخواهید از یك نفر بگیرید، آخرتتان را میخواهید از یك نفر بگیرید، سعادتتان را میخواهید در گرو این عمل بگذارید، حیاتتان را میخواهید در اینجا خرج كنید، بدانید در كجا میخواهید خرج كنید! رشد و تكامل خود را میخواهید در گرو این متابعت قرار دهید، جوری نشود كه بعد از پانزده سال، بیست سال، سی سال كه از متابعت گذشت انسان بفهمد كه در همان سی سال پیش خودش توقف كرده و یك قدم از قدم برنداشته، بواسطه متابعت اشتباهی كه كرده، نه اینطور نیست. بله، در مسائل عادی انسان باید غمضعین كند، چشمش را بپوشاند چیزهایی كه حالا خیلی مورد توجه نیست و خیلی به حساب نمیآید.
لذا مرحوم آقای انصاری همیشه توصیه میكردند كه گرچه سوء ظنّ به افراد غلط است ولی حسن ظنّ بیجا هم نسبت به افراد، آن هم غلط است. حسن ظنّ موجب پذیرش خطا و توقّف و وارد شدن در خطاست. چیزی را كه انسان میفهمد و احساس میكند، نمیتواند سرپوش بر عقل خود بگذارد، نمیتواند روی فهم و عقل و آنچه را كه حق دیده است بپوشاند، نمیتواند با صحبتها و با اشاعهها و با تبلیغات، مطلب حقّی را هر مطلبی را كه برای او متقن میآید از آن بگذرد. باید روی تكتك مطالب حساب باز كند، باید روی آنها توجه كند و الّا در همان مسئله باقی میماند.

