
حقیقت عصمت و كیفیت آن در ائمه اطهار علیهم السلام
حقیقت عصمت و كیفیت آن در ائمه اطهار علیهم السلام
23صرف یك عمل ظاهری! بسیاری از افراد از رفقا و دوستان در زمان سابق بودند كه اینها براساس تخیلات و تصوّرات با جاذبههای نفسانی خود دست به یك كارها و اعمالی میزدند و عباداتی میكردند، و ما در آنجا احساس میكردیم كه مرحوم آقا میآید جلوی یك عبادت را میگیرد و میگوید این عبادت را شما نباید انجام بدهید! با اینكه همه دارند انجام میدهند! امّا ایشان میگفت: تو نباید انجام بدهی! خب او هم میخواست همراه با این جمع انجام بدهد و میخواست همراه با این جمع به حجّ برود؛ یا همراه با این جمع به فلان سفر برود؛ در فلان جلسه شركت كند؛ و یا همراه با یك گروه ... مرحوم آقا میگفتند: تو نباید بیایی! و او میآمد! بنده خود شاهد بودم كه در یك مجلس، یكی از این افراد تمرّد كرد و در شب بیست و سوّم ماه مبارك رمضان در یك مجلسی كه عدّهای بودند، آن شخص قرار بود نیاید ولی آمد و اتّفاقاً بسیار حالاتی هم برای او پیدا شد و افرادی كه در كنار او بودند تحت تأثیر آن حالات قرار گرفتند؛ ولی روز بیست و سوّم كه تمام شد، نزول او و هبوط و سقوط او شروع شد! شروع شد و ادامه پیدا كرد تا اینكه كارش به جایی رسید كه همه چیز را انكار كرد و حتّی میخواست قرآن را هم به آتش بكشد! و این، بدین جهت بود كه به او میگویند: آقا شما این كار را نكن! و او مخالفت میكند كه: نه! شب بیست و سوّم است، شبی است كه نامه اعمال هر كسی را خدمت حضرت امام زمان میبرند و اگر ما در این جمع نباشیم نمیشود و ....
پس استاد برای چه وقتی است و لزوم وجود ولی خدا برای چه زمانی است؟! تو كه خودت بهتر میفهمی پس چرا نزد استاد آمدی؟! تو كه بهتر از ولی خدا تشخیص میدهی و تو كه امام زمان را بهتر از ولی خدا شناختی برای چه نزد ولی خدا آمدهای؟! اینها آن تمرّدهایی است كه میآید و نفس، خود را براساس یك جاذبههایی در قبال یك مطلب حقّ قرار میدهد! و این مسكین هم نمیداند كه این اشتیاقی كه الآن دارد، بواسطه خواسته نفس است نه امام زمان! و نه لیلةالقدر و حساب و كتاب! نفس است! كه به جای اینكه برود در فلان جا به كیف و عیاشی بپردازد؛ آن لذّت و كیف را در این مجلس میخواهد كسب كند، هر دو نفس است! نفس الآن دارد خود را به لذّت میرساند! نه اینكه میخواهد اطاعت از استاد كند!
