
حقیقت عصمت و كیفیت آن در ائمه اطهار علیهم السلام
حقیقت عصمت و كیفیت آن در ائمه اطهار علیهم السلام
27میشود، ولی قلب او متحقّق به حقّ است!
امّا انسان با بعضی برخورد میكند میبیند اصلًا قلب او از این رو به آن رو شده! تا دیروز كه اوضاع اینطور بود در كمال خوشی و مسرّت بود و امروز كه اوضاع به یك نحو دیگر شده است اصلًا نمیشود به او نگاه كرد! آیا این كسی است كه به حقّ متحقّق شده است؟! نه! آن ولی الهی است كه در همه احوال قلب او یكسان و آرام است! آن قلب است كه هیچ تفاوتی و فرقی نمیكند، چرا؟! چون به مقام عصمت رسیده! اراده پروردگار در او قرار گرفته است! آنجا دیگر داد و بیداد و اخم و تغییر و تبدّل نیست! مقام ذات و مشیت پروردگار، مقام اطمینان و سكون است! گرچه مظاهر او در خارج، مختلف و متلوّن و دارای صُوَر گوناگون است ولی اراده او كه تفاوت نمیكند! خدا كه ناراحت نمیشود! دیده نشده است كه خدا ناراحت بشود، اخم بكند، غصّه بخورد كه چرا این قضیه اتّفاق افتاد؟ چرا آنجا زلزله شد؟! و ... تمام جزئیات این عالم دارد به اراده خدا انجام میشود! خدا ناراحت نمیشود، پیغمبر خدا هم ناراحت نمیشود، امام هم ناراحت نمیشود.
حالِ أمیرالمؤمنین در وقتی كه به خلافت رسید با آن كیفیت كه در روایات آمده با وقتی كه بیعت او را شكستند ایشان را به قهر به مسجد بردند یكسان است! (كیفیت بیعت با أمیرالمؤمنین با طوع و رغبت همه مردم بود به جز سه نفر چنانكه در تواریخ آمده است بخلاف بیعت گرفتن خلفاء جور كه با قهر و غلبه و محاصره خانه أمیرالمؤمنین و آتش زدن و شكستن درب خانه آن حضرت و سیلی زدن به صورت حضرت صدّیقه و شكستن استخوان سینه ایشان و سقط نمودن و كشتن حضرت محسن بن علی و انداختن ریسمان به گردن حضرت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام و كشاندن ایشان به مسجد پیغمبر صورت پذیرفت كه معاویه به این مسأله اعتراف میكند در نامهای كه برای أمیرالمؤمنین میفرستد و میگوید:
