
حقیقت عصمت و كیفیت آن در ائمه اطهار علیهم السلام
حقیقت عصمت و كیفیت آن در ائمه اطهار علیهم السلام
29ننگ ندارد! ننگ مال آنهاست.) آن روز أمیرالمؤمنین با روزی كه حكمین آمدند و آن ابوموسای اشعری جاهل و نادان با عمروعاص آمدند و نشستند و حكومت را به دست معاویه سپردند؛ هر دو برایش یكی است و برای او هیچ فرق نمیكند! توجّهش در نماز یكی است! صحبتش یكی است! همانطور كه در آن روز میخندد همانطور هم در این روز میخندد! بله در ظاهر میرود با مردم صحبت میكند، خطبه میخواند، احتجاج میكند كه: آمدید چه و چه كردید، ولی در دل و باطن خود به همه اینها میخندد! درست؟!
و این مقام، مقامِ شهود است! و از شهود بالاتر همانطور كه عرض كردیم مقام علم حضوری است كه نفس ولی الهی مجرای برای تحقّق اعیان خارجی واقع میشود! یعنی آنچه كه در عالم خارج تحقّق پیدا كرده است به مشیت الهی نه به مشیت ما و نه به مشیت ولی نه! به مشیت الهی تحقّق پیدا كرده است آن مشیت و آن تقدیر از نفس امام علیهالسّلام صورت خارجی میپذیرد! امام علیهالسّلام مانند معماری است كه نقشه مهندس را میتواند در این بنا پیاده كند، مثلًا اینجا را ستون بگذارد، آنجا را ستونی دیگر قرار دهد، در آنجا دیوار چند سانتی، آنجا را پلّه و پنجره و ... تمام آن نقشهای را كه مهندس كشیده و روی كاغذ آورده است معمار سانت به سانت میآید بنا را طبق آن نقشه پیاده میكند و این ساختمان و این بنا را میسازد! نفس امام علیهالسّلام معمار پیاده كردن نقشه عالم وجود است كه به ذات اقدس الهی به یك طرفةالعینی انجام گرفته! البتّه این مثال فقط برای تقریب ذهن است چون مطلب از این یك مقداری بالاتر است دیگر نمیتوانم بیش از این بگویم! مسأله از این بالاتر و دقیقتر است.
خوب! وقتی أمیرالمؤمنین معمار این نقشه است غصّه چه كسی را بخورد؟! چرا غصّه بخورد؟! خدا میگوید ستون را باید در اینجا بگذاری! حالا حضرت غصّه بخورد نه چرا مثلًا ده سانت آنطرفتر نیست؟! خدا میگوید: الآن باید این اطاق در اینجا قرار بگیرد حالا بیاید و بگوید: ای كاش آن نقشهای كه كشیده شده بود خدا مثلًا این در را اینجا میگذاشت! پرده را اینجا میگذاشت! اطاق را در اینجا قرار میداد! پنجره را به بیرون به این نحو باز میكرد! او معمار است كه نقشه را پیاده كند و دغدغهای ندارد كه چرا این دیوار در این قسمت است؟ چرا ستون در اینجاست، پایه اینطور است فونداسیون آنطور است؟ فرض كنید كه در و دیوار، در غیر جای خود باشد او اصلًا كاری به این حرفها ندارد! زیرا او مأمور پیاده كردن نقشه و ساختمان این بنا است! ولایت امام علیهالسّلام، یعنی ایجاد عالم تكوین؛ و امام یعنی بوجود آورنده عالم وجود و عالم خارج!
