اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت عصمت و كیفیت آن در ائمه اطهار علیهم السلام‏

14410
عنوان بصری

حقیقت عصمت و كیفیت آن در ائمه اطهار علیهم السلام‏

39
  •  خوب! وقتی كه این قضیه تمام شد، یحیی بن اكثم بلند می‌شود و می‌رود پیش خلیفه می‌گوید: ای خلیفه این مجلس را تو درست كردی و برای ما آبرو باقی نگذاشتی و ... و از اینجا تصمیم به قتل آن حضرت گرفته می‌شود! خوب! ای بیچاره، بدبخت، بیا تسلیم ولایت بشو! وقتی تسلیم نمی‌شود حبّ به ریاست و حبّ به شؤونات و شخصیت و مسائل اجتماعی پیش می‌آید و او را نزد خلیفه می‌كشاند و پیشنهاد قتل آن حضرت را مطرح می‌نماید! حالا برای خلیفه كه مهمّ نبود و فرق نمی‌كرد كه حالا امام جواد علیه‌السّلام در این مناظره غلبه كند یا یحیی بن اكثم او در كناری نشسته است و نگاه می‌كند: یحیی بن اكثم، آن قاضی القضات است كه همه چیزش از بین رفت و پر و بالش ریخت! لذا می‌آید پیش خلیفه و می‌گوید: دیدی چه شد؟! دیگر برای ما هیچ آبرویی باقی نمانده است و ... خلیفه می‌گوید: اینك چكار كنیم؟ او می‌گوید: محمّد بن جواد را از سر راه باید برداریم! درست؟!

  •  او هم مثل عمر است! عمر در زمان پیغمبر بود و یحیی بن اكثم در زمان امام جواد علیه‌السّلام! و هر دو یكی است تفاوتی نمی‌كند! زیرا او هم پسر پیغمبر را به قتل می‌رساند! یك امام بی‌گناه را به شهادت می‌رساند چرا؟! چون امام می‌داند و این نمی‌داند! گناه، گناه دانستن است، او می‌داند و این نمی‌داند! خوب تو هم برو بنده و تسلیم او شو، تا علم او نصیب تو هم بشود. ما این نداستن را می‌گیریم و خود را به هر بدبختی می‌اندازیم و نكبت دنیا و خسارت آخرت را برای خود می‌خریم، برای چه؟! برای اینكه خودمان را از دست ندهیم! سر هیچ و پوچ! آن چیزی كه می‌آید و دست انسان را می‌گیرد: نه علم است و نه چیز دیگر! بلكه فقط ولایت است و اینكه انسان نفسش تسلیم ولایت باشد!