
حقیقت عصمت و كیفیت آن در ائمه اطهار علیهم السلام
حقیقت عصمت و كیفیت آن در ائمه اطهار علیهم السلام
41اطاعت كرد و تسلیم شد! تا رسید به آنجایی كه استادش گفت: آنچه كه من داشتم این مرد از من گرفت! رسید به آنجایی كه باید میرسید.
امّا ما اینچنین نیستیم و میآییم بدور خود میچرخیم و اینطرف و آنطرف میكنیم؛ یك قدم برای خودمان برمیداریم و یك قدم برای دیگران و اینها هم با ما بازی میكنند تا بالأخره مسأله به یك نحوی و به طوری خاتمه مییابد. درحالیكه باید انسان تسلیم مقام عصمت باشد، او میداند كه وقتی كه استاد میگوید: حركت كن! این دستور یعنی عین حقّ! و وقتی میگوید: بایست! یعنی عین حقّ! و یا میگوید: در اینجا بنشین یا بلند شو، حقّ است. زیرا او برای خود كاری نمیكند كه حالا حقّ خود را مطالبه كند! اگر برای خود كاری میكرد اعتراض میكرد! او میگوید: حالا كه گفتند: بنشین! بهتر شد و تازه راحت شدیم و به كارهای دیگر میپردازیم؛ زیرا كار زیاد است و به اشتغالات و مطالب و موارد دیگر میپردازیم!
امّا ما اینچنین نیستیم چون برای خود كار میكنیم و مثلًا در اینجا برای خود مایه گذاشتیم، وقتی كه با بعضی از نوسانات، نابسامانیها بر خلاف توقّعات و انتظارات مواجه میشویم اعتراض میكنیم!
باید دانست كه: قرار هم نیست همیشه عالم به توقّعات ما بگردد، خدا همچنین چیزی را نگفته است؟! آیا خدا به ملائكهاش گفته كه هر چیزی كه در ذهن ما میآید باید آنها در خارج انجام بدهند؟! نه! خدا برای خودش حساب و كتابی دارد و ملائكهاش هم لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ الأنبیاء، ٢٧ فقط و فقط برأساس اراده او رفتار نموده پروندهای را كه خدا به ایشان داده نگاه میكنند! والسّلام! نه به نیت ما نگاه میكنند و نه به خواست و توقّعات ما توجّه دارند! این چه اعتراضاتی است كه بعضی میكنند كه باید اینطور بشود یا آنطور بشود! خداوند هم میفرماید آنچنان تو را سر جایت مینشانیم كه اصلًا نتوانی نفس بكشی! این ما هستیم كه باید خودمان را با خواست ملائكه تطبیق بدهیم!
