حقیقت عصمت و كیفیت آن در ائمه اطهار علیهم السلام
15بدان عمل نخواهم نمود!»
و بعد هم به دنبال سر كشیدن جام شهد شهوانی و نفسانی سلطنت و حكومت، حضرت امام حسن علیهالسّلام را مسموم كند و بعد از او هم یزید بیاید و آن برنامهها را انجام بدهد. امام حسین را در كربلا به قتل برساند و سایر مسائلی كه در تاریخ واقع شده است!!
همه این مسائل بخاطر این است كه به فرمایش أمیرالمؤمنین گوش ندادند! آیا اطّلاع داشتند كه اگر به حرف أمیرالمؤمنین گوش میدادند شاید تقدیر عوض میشد و عثمان به صورت طبیعی یا غیر طبیعی میمرد. مثلًا یك میكروبی وارد بدنش میشد و از دنیا میرفت! اینها از این مطالب خبر نداشتند!
امّا همینكه احساسات بر آنها غلبه میكند فقط تا یك متری خودشان را میبینند و با خود میگویند: الآن این در منزل خود محاصره شده است و قوای كمكی هم از جانب شام نرسیده، پس بنابراین ما میتوانیم نقطه فساد و منبع آن را قلع و قمع كنیم و شرّ این را از سر مسلمین كم كنیم، فهم اینها فقط به همین مقدار است!
امّا أمیرالمؤمنین علیهالسّلام كه به مقام عصمت رسیده است وقتی به تو میگوید: نكن! بگو: چَشم! او میگوید: این عمل را انجام نده! بگو چشم! حالا جالب اینجاست: آن أمیرالمؤمنینی كه میگوید این كار را نكن! أمیرالمؤمنینی است كه در مدّت بیست و چهار سال خودش را به مردم شناسانده! زیرا أمیرالمؤمنین كه فقط در منزل نبود! كارهایی كه أمیرالمؤمنین میكرد، معجزاتی كه انجام میداد، صحبتهایی كه میفرمود اینها همه در ملأ عام بود! چقدر أمیرالمؤمنین در مسجد مدینه میآمد و همه مردم معجزات او را میدیدند؟! چقدر مردم از أمیرالمؤمنین بیرون از مسجد مدینه معجزه دیدند؟! آیا همین مردم ردّ الشمس را از أمیرالمؤمنین ندیدهاند؟! خوب ای انسان حرف ایشان را گوش كن بپذیر! دیگر چه میخواهی؟! دیگر چند تا نشانه و آیه میخواهی؟! ولی صحبت در اینجاست: این نفس تا وقتی كه تعلّق به ظاهر دارد آن مطالبی كه در جلد دوّم اسرار ملكوت نوشته شده خیلی مسائل مهمیاست كه باید به آن توجّه داشت! تا وقتی كه تعلّق به یك جنبه دارد، تا وقتی كه گرایش به یك راه خاصّ دارد، و تا وقتی كه نفس تمایل به یك شیوه دارد؛ حتّی أمیرالمؤمنین با این معجزات را هم كنار میگذارد! پیغمبر و ولی خدا را هم كنار میگذارد!! چرا؟ چون آن گرایش نفس و آن تمایلات نفسانی قدرت تصمیمگیری را از انسان سلب میكند!

