اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت عصمت و كیفیت آن در ائمه اطهار علیهم السلام‏

14410
عنوان بصری
نسخه عربی

حقیقت عصمت و كیفیت آن در ائمه اطهار علیهم السلام‏

17
  •  می‌كنند كه باید بروی و عثمان را به قتل برسانی، سؤال بكنند: آیا این علی از نقطه نظر علم و ادراك و شهود همانند شماست یا از شما بالاتر است؟ می‌گویند: هرگز او با ما یكسان نیست، او كجا و ما كجا؟! حال باید به شخص گفت: تو كه در مورد ایشان این اقرار و اعتراف را می‌كنی، پس چرا این فشارها را بر حضرت می‌آوری؟! و این بواسطه آن تمایلات نفسانی است، و به جهت این است كه تا وقتی كه انسان در عالم نفس گرفتار است، همیشه با این خطر و این مسائل انحرافی مواجه است! و پیوسته با این جریان دست به گریبان خواهد بود.

  •  آنهایی كه خدمت مرحوم آقا می‌رسیدند به برتری و تفوّق ایشان در مدركات و اتّصال ایشان به مسایلی كه آنها محروم بودند، معترف بودند و اقرار هم می‌كردند! و اگر اقرار نمی‌كردند كه نمی‌آمدند! پس چه شد كه در بعضی از موارد و در آن بزنگاه‌ها وقتی كه جریاناتی پیش می‌آمد، دیگر آن چسبندگی و آن تمسّك و آن التزام و آن چنگ زدن و آن پیروی و متابعتی كه لازمه یك همچنین اعتراف و اقراری هست از آنها مشاهده نمی‌شد؟! چرا؟! چون در آن مورد زمینه برای تمایلات نفسانی آماده شده است! تا آن موقع زمینه آماده نبود و وقتی زمینه آماده نیست طبعاً نفس انسان می‌گوید: خوب! حالا كه زمینه آماده نیست حرف این آقا را گوش بدهیم دیگر! زیرا نه خبری هست و نه مطلبی هست و نه قضیه‌ای وجود دارد و هیچ مطلبی نیست.

  •  امّا تا یك زمینه نفسانی و یا زمینه مالی و ... پیدا می‌شود و می‌بینیم آن مطالب با آن نحوه گرایش در تعارض است، نفس می‌آید و برای خود یك جایی باز می‌كند و با خود می‌گوید: حالا این مطلب را به آقا نمی‌گوییم! خوب! مگر آقا خبر ندارد؟! بعد هم می‌آید و با آقا می‌نشیند صحبت می‌كند و آقا هم با او حرف می‌زند و می‌خندد و با او دائماً می‌گوید و شوخی می‌كند می‌گوید: این شوخی‌ها را بگیر! برایت خیلی خوب است! راحت‌تر می‌توانی كارت را انجام بدهی! او كه نمی‌نشیند اخم كند! البتّه موارد هم فرق می‌كند ها؟! در همه موارد اینطور نیست! می‌گوید: نمی‌خواهی بگویی، نگو! من هم بیشتر با تو مزاح می‌كنم و بیشتر با تو می‌خندم! او هم بلند می‌شود خوشحال بیرون می‌آید با خود می‌گوید: به به! امروز عجیب از همه روزها بهتر آقا ما را تحویل گرفت! به جای اینكه در اینجا عقل بیاید حكومت كند و با خود فكر كند كه: آیا این خنده بیشتر امروز آقا به خاطر تأیید تو بود یا نه؟! نفس او شروع می‌كند به مقایسه مطلب و آن را این‌طرف و آن‌طرف می‌كند و با خود می‌گوید: از یك طرف این مطلب شاید خلاف باشد و از طرف دیگر بالأخره اگر نظر ایشان هم بر خلاف بود این‌قدر با ما گرم نمی‌گرفت. پس این گرم گرفتن دلیل است بر اینكه نظر ایشان موافق است! و لابد این مسأله را به خود ما واگذار كرده و ان‌شاء اللَه خیر است!