اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت عصمت و كیفیت آن در ائمه اطهار علیهم السلام‏

14410
عنوان بصری

حقیقت عصمت و كیفیت آن در ائمه اطهار علیهم السلام‏

19
  •  خدا هم كه غفّار است و ستّار العیوب است و بنابراین به دنبال این كار می‌رویم. اینجاست كه در قعر چاه سقوط می‌كند؛ چنان مغزش به زمین می‌خورد كه دیگر به بیرون آمدن نمی‌رسد! البتّه در بعضی موارد و در بعضی مواقع هم خدا نجات می‌دهد، آن دیگر بسته به لطف خدا است!

  •  به هر حال زمینه‌های گرایش به تمایلات تفسانی در مقابل دستور استاد كامل و نظر او بسیار است مانند ازدواج یا مسائل مالی، و مقام و موقعیت‌های اجتماعی، پست‌ها، هدایا و رشوه‌ها و مسائلی از این قبیل كه خداوند اینها را در پرونده‌های بندگان خود قرار داده آنها را بدین‌وسیله امتحان می‌كند و ما انواع آن را در زمان مرحوم آقا رضوان اللَه علیه دیده‌ایم! خوب، مثلا! شخص قبل از ازدواج با آقا مرتبط می‌شود و دستورات سلوكی دریافت می‌كند تا اینكه مسأله ازدواج پیش می‌آید در آنجا می‌بیند مطلبی دارد مطرح می‌شود كه با مرام و مكتب آقا منافات دارد! از یك طرف می‌بیند از این لقمه چرب و نرم نمی‌شود گذشت! و از طرف دیگر می‌بیند این مطلب با مرام و مكتب ایشان در تضادّ و تعارض است! با خود می‌گوید: حالا تكلیف چیست؟! از این مورد كه نمی‌شود گذشت! آقا این‌طور می‌گویند! او این‌طور می‌گوید! شرائط این ازدواج به این كیفیت است! آنچه در مورد عدم پذیرش شرائط خلاف اصرار می‌ورزد طرف مقابل زیر بار نرفته قاطعانه و صریح می‌گوید آقا اگر ما را می‌خواهی این شرائط و مطالب ماست و اگر هم نمی‌خواهی تو را به خیر و ما را بسلامت!

  •  اینجاست كه با حالت درماندگی مطالب و پیشنهادات خلاف شرع طرف مقابل را بالا و پایین و تحلیل كرده و چنین توجیه می‌كند كه: ما هم مثل بقیه افراد، حالا آدم یك خطا و اشتباهی می‌كند خداوند بخشنده است! اینها مطالبی بود كه می‌خواستم در قسمت دوّم صحبتم بگویم اینطور پیش آمد، راجع به كیفیت مراقبه در شهرهای آتی (رجب و شعبان و رمضان) كه در پیش داریم اینها برای آن موارد خیلی به درد می‌خورد توجّه كنید! اینجاست كه بزنگاه مطلب است! از این‌طرف استاد است دستور داده است كه: این مسأله نباید انجام بشود! امّا از آن‌طرف، اصرار بر خلاف این دستور است. حالا این مسكین نمی‌داند آن كس كه دارد از آن طرف اصرار می‌كند چه بسا از خودش نیست این شیطان است كه دارد اینطور به او القاء می‌كند كه: اینها را بگو! و این هم می‌رود دوباره با پدر و مادر جلسه برقرار می‌كند آنها هم می‌گویند: این شرایط را قبول نكنی؟! این شرائط خلاف است حتماً به آنها بگو مطلب من این است و ... باز می‌بیند طرف مقابل می‌گوید: نه! اگر ما را می‌خواهی شرائط ما این است!