
حقیقت عصمت و كیفیت آن در ائمه اطهار علیهم السلام
حقیقت عصمت و كیفیت آن در ائمه اطهار علیهم السلام
21اینجاست كه كوتاه میآید و میگوید: خیلی خوب! حال كه اینطور است صدایش را درنیاورید! با هم كنار میآییم و بالأخره مخفیانه قضایا انجام میشود و یك مرتبه میبیند عجبا! عقد انجام شد در حالتی كه این هم آش دهنسوزی نبود مثل بقیه چیزهای دیگر! ولی آن كسی كه كلاه بر سرش رفته تا بناگوش این بوده كه به حرف استاد گوش نكرده است!
این مطالبی را كه خدمت رفقا عرض میكنم، مثالهای عینی است كه همه ما با این مثالها آشنا هستیم و شخصاً آن را تجربه كرده و آن تجربه را اكنون در اختیار رفقا قرار میدهم! و كم و بیش هم در مجالس و هم در نوشتهها و مكتوبات در این موارد مثالهایی زدهام دوستان مراجعه كنند، ریزهكاریهایی در آنجا بیان شده كه بسیار قابل توجّه است.
یك قضیه اجتماعی انجام میشود و موقعیتی برای شخصی پدید میآید، در اینجا مرحوم آقا میدانند و میبینند كه آقاجان! اگر شما وارد این صحنه بشوی چند روزی نمیگذرد كه از این دنیا رخت خواهی بست! این را آقا دارد میبیند و میگوید: نكن! امّا او نمیبیند! این دارد میبیند كه: اگر این مسأله جامه عمل بپوشد؛ چند روزی نمیگذرد، دو سه ماهی نمیگذرد به سه ماه هم نمیرسد كه ناگهان حادثه او را از رسیدن به مراتب كمالیهای كه باید در این دنیا طی كند محروم مینماید، این مطلب را او دارد میبیند امّا این نمیبیند! بلكه خیال میكند و روی حساب خودش هم صادق است، صفا دارد، خلوص دارد، تعبّد دارد، اهل تهجّد است اینها همه به جای خود محفوظ، ولی آن كلید، آن شاه كلید! در دست ولی خداست! چرا او را به دست نگرفتیم؟! نماز خواندن كاری ندارد ممكن است انسان شبانه روز نماز بخواند و قرائت قرآن كند و روزه بگیرد اینها امكانپذیر هست ولی آن نقطه اساسی كجاست؟! آن كلید كجاست؟!
آن كلیدی كه با آن كلید این نماز به خود رنگ میگیرد صبغة اللَه پیدا میكند در دست كیست؟ نماز در تحت انقیاد استاد و ولی كامل، صبغة اللَه دارد! و الّا خیلیها نماز میخوانند! شاید بیشتر از دیگران هم بخوانند! روزهای كه در تحت امر و اطاعت از ولی باشد؛ آن روزه جنبه صبغة اللَهی و رنگ خدایی دارد، نه روزهای كه از روی هوی و هوس و دلخوش كردن خود و رژیم باشد! آن عبادتی كه براساس دستور ولی خداست؛ آن عبادت جنبه صبغة اللَهی دارد و انسان را عروج میدهد و از نفس بیرون میآورد و حركت میدهد! و الّا نماز و روزهای كه آن جنبه را ندارد، به اندازه یك سانت انسان را حركت نمیدهد! بلكه نفس را مشغول میكند و برای نفس دلخوشی و انجذاب ظاهری میآورد و وسیله برای ركود نفس پدید میآورد! و او را در همانجا نگهداشته متوقّف میكند! بطوریكه در همانجا میایستد و دیگر حركت نمیكند! آن دستوری كه براساس امر و اراده ولی باشد انسان را به جلو میبرد، نه
