
حقیقت عصمت و كیفیت آن در ائمه اطهار علیهم السلام
حقیقت معنای عصمت و کیفیت آن در ائمه اطهار علیهم السلام . 1عصمت اختصاص به ائمّه عليهم السّلام ندارد. 2در مرتبۀ عصمت جهل ديگر معنا ندارد. 3تا وقتي انسان اسير نفس و نفسانيّات است از خطا معصوم نيست. 4تعبير مرحوم علّامه در مورد بعضي از بزرگان. 5شيطنتها و مكر منصور دوانيقي با امام صادق عليه السّلام و علويّين. 6پيشگوئي حضرت صادق عليه السّلام به محمّد و ابراهيم فرزندان عبداللَه محض. 7بعضي نويسندگان امروزي همانند بعضي كوتهنظران زمان امام صادق علیه السلام هستند. 8اجبار امام حسن عليه السّلام به صلح از تبعات قتل عثمان بود. 9امر و نهي اميرالمؤمنين عليه السّلام بر أساس عصمت اوست. 10تمايلات نفساني افراد موجب مخالفت آنها با اميرالمؤمنين ميشود. 11زمينههاي گرايش به تمايلات نفساني در مقابل استاد بسيار است. 12كليد عبادات و نماز و... در دست وليّ كامل است. 13ما خود را تسليم ولايت امام زمان علیه السلام ننمودهايم. 14مصاديقي از مؤمنين در روايت حضرت هادي عليه السّلام. 15حال اميرالمؤمنين علیه السلام قبل و بعد از رسيدن به خلافت يكسان است. 16نفس اميرالمؤمنين علیه السلام معمار نقشۀ الهي است.
حقیقت عصمت و كیفیت آن در ائمه اطهار علیهم السلام
5بنابراین، كی انسان به جایی میرسد كه دیگر مطالب در او اثر نگذارد؟ اگر هزار نفر بیایند و برای او مطلبی را توضیح بدهند، چه به عمد یا به غیر عمد تأثیر نمیگذارد! در زمان مرحوم آقا بنده خودم شاهد جریاناتی بودم كه افرادی از بزرگان به منزل میآمدند و مسائل را توضیح و شرح میدادند، نسبت به خیلی از قضایا كه جای صحبتش نیست و من در بسیاری از این مجالس حضور داشتم و در بسیاری از آنها هم طبعاً حضور نداشتم، ولی مطلب به گوشم میرسید در همان زمانهای سابق وقتی كه تمام این توضیحات داده میشد مرحوم آقا به آنها رو میكردند و میگفتند كه: اینها فقط ظاهری دیدند يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ الروم، ٧ براساس یك ظاهری اینها میآیند و مطالبی را میگویند، چه بسیار پیش میآید كه خودشان هم نمیدانند مساكین! عمد ندارند، غرض ندارند و حتی براساس مدركاتشان تحت تأثیر قرار میگیرند! حتّی منفعل میشوند و وقتی با پاسخ سرد و مأیوس كننده ما مواجه میشوند، ما را متّهم بهانواع تُهَم میكنند! به انواع مسائل و به كارشكنیها، به كوتاهیها متّهم میكنند! خوب انسان با اینها چكار كند؟! چگونه با اینها برخورد كند؟! از حالتش، پیداست تا حدودی صداقت هم دارد و البته كسیكه صد در صد صادق باشد خدا او را حتماً هدایت میكند! شكّی در این مسأله نیست! زیرا صداقتها و خلوصها و این صفاها نسبی است در بعضی سی درصد، بیست و پنج درصد، بیست درصد، متفاوت است! بیچارهها براساس این بیست درصد حالت انفعال نفسانی نسبت به قضایا پیدا میكنند، اشكشان جاری میشود، قلبشان منكسر میشود، و وقتی با انسان برخورد میكنند انسان را طرف مقابل احساس میكنند، توقّع آنها از انسان این است كه هر چه میگویند باید پذیرفته بشود، زیرا خود را مخلص و صادق تصوّر میكنند! التفات كردید؟! از این جریانات خیلی اتّفاق افتاده است! اینها خود را صادق و مخلص تصوّر میكنند.
