اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت عصمت و كیفیت آن در ائمه اطهار علیهم السلام‏

0
عنوان بصری
عنوان بصری

حقیقت معنای عصمت و کیفیت آن در ائمه اطهار علیهم السلام . 1عصمت اختصاص به ائمّه عليهم السّلام ندارد. 2در مرتبۀ عصمت جهل ديگر معنا ندارد. 3تا وقتي انسان اسير نفس و نفسانيّات است از خطا معصوم نيست. 4تعبير مرحوم علّامه در مورد بعضي از بزرگان. 5شيطنت‌ها و مكر منصور دوانيقي با امام صادق عليه السّلام و علويّين. 6پيشگوئي حضرت صادق عليه السّلام به محمّد و ابراهيم فرزندان عبداللَه محض. 7بعضي نويسندگان امروزي همانند بعضي كوته‌نظران زمان امام صادق علیه السلام هستند. 8اجبار امام حسن عليه السّلام به صلح از تبعات قتل عثمان بود. 9امر و نهي اميرالمؤمنين عليه السّلام بر أساس عصمت اوست. 10تمايلات نفساني افراد موجب مخالفت آنها با اميرالمؤمنين مي‌شود. 11زمينه‌هاي گرايش به تمايلات نفساني در مقابل استاد بسيار است. 12كليد عبادات و نماز و... در دست وليّ كامل است. 13ما خود را تسليم ولايت امام زمان علیه السلام ننموده‌ايم. 14مصاديقي از مؤمنين در روايت حضرت هادي عليه السّلام. 15حال اميرالمؤمنين علیه السلام قبل و بعد از رسيدن به خلافت يكسان است. 16نفس اميرالمؤمنين علیه السلام معمار نقشۀ الهي است.

حقیقت عصمت و كیفیت آن در ائمه اطهار علیهم السلام‏

7
  • حضرت امام صادق هم كه دست اینها را خوانده به آنها فرمودند: خلافت نه به شما دو نفر محمّد و ابراهیم خواهد رسید و نه به من! بلكه به آن كسی می‌رسد كه قبای زرد بر تن دارد! (منصور دوانیقی با قبای زرد در آنجا نشسته بود) اینها می‌دانستند كلامی را كه امام صادق می‌گوید، هیچ حرفی در آن نیست و مانند كلام جدّش أمیرالمؤمنین است و مانند كلام پیغمبر است، و اطلاع بر این مسائل داشتند. حالا نامه را آورده، آن شخص آمد خدمت امام صادق درحالیكه در میان چند نفر از اصحاب نشسته بودند، حضرت فرمودند جواب نامه را بعدا میدهیم، گفتند كه آقا نامه آمده، نامه را بخوانید، حضرت نامه را خواندند و دعوت منصور دوانیقی به امام صادق علیه‌السّلام بود، حضرت فرمودند: نه ما اهل این حرف‌ها نیستیم و سرمان به كار خودمان است حكم شرعی را می‌گوییم، درسمان را می‌دهیم، و كاری به كسی نداریم و اهل این مطالب هم نیستیم و هر كه دنبال این مسائل است خودش می‌داند. اصحابی كه حضور داشتند و آن كسی كه نامه را آورده بود، اصرار كه آقا الان مسائل دارد آماده می‌شود، چرا شما نمی‌پذیرید؟ حضرت به كسی كه نامه را آورده بود در گوشش آهسته فرمودند: برو به صاحب نامه بگو از جانب ما خیالش راحت باشد. اصحابی هم كه بودند، گفتند: یابن رسول اللَه چرا قیام نمی‌كنید؟ حضرت كه نمی‌تواند به اینها بگوید: من خبر دارم در دل فرستنده این نامه چه خبر است؟! اگر بخواهند بگویند فوراً این قضیه لو می‌رود! لذا حضرت این عمل را انجام می‌دهند. هرچه اصرار می‌كنند، حضرت شروع می‌كنند می‌گویند مطالبی هست كه شما نمی‌دانید! فقط در همین حدّ مسأله تمام می‌شود و مطلب سرش بسته می‌شود، حضرت هم همان‌جا نامه را در پاكت گذاشتند و به آن شخص گفتند به خودش تحویل بده، آورد و داد و منصور فهمید نه! حضرت داعیه‌ای ندارند. درست؟!