
جایگاه اولیاء الهی در نظام هستی و کیفیت احاطه آنها نسبت به امور
جایگاه اولیاء الهی در نظام هستی و کیفیت احاطه آنها نسبت به امور
33ما همه شیران ولی شیر علم *** حملهمان از باد باشد دم به دم حملهمان از باد و ناپیداست باد *** جان فدای آن كه ناپیداست باد این حرفها را كه زده؟ این زده. ما این حرفها را كجا میتوانیم پیدا بكنیم؟! این مكتب، مكتب امیرالمؤمنین علیه السّلام است. این مكتب، مكتب عبودیت است. این مكتب، مكتب تشیع است. آنوقت این سنی میشود؟ این آدم سنی است؟ ها؟ این كسی كه این اشعار را دارد میگوید سنی است؟ این كسی كه دارد از مكتب امیرالمؤمنین ... مولانا كیست كه بیاید به ابوبكر و عمر بخواهد احترام بگذارد؟ آنها را سگ خانه خودش هم حساب نمیآورد. آن كسی كه میآید راجع به امیرالمؤمنین میگوید:
رومی نشد از سر علی كس آگاه *** زیرا كه نشد كس آگه از سر اله از سر اله كسی آگاه نشد، این سنی است؟!
یك ممكن و این همه صفات واجب *** لاحول و لا قوة الا باللَه كسی كه این شعر مولانا را ببیند و بگوید سنی است باید در عقائدش تجدید نظر كند. آن شعری كه دارد میگوید:
از علی آموز اخلاص عمل *** شیر حق را دان منزه از دغل یا اشعار دیگر، این اشعار را آدم سنی میآید بگوید؟ آن هم یك همچنین مردی؟ هان؟ كه افتخار عالم اسلام در همه دنیا است. افتخار ما فقط به صرف احكام ظاهری و بیان مسائل و احكام نیست. به معارفی است كه توسط این اولیاء الهی از مكتب اهل بیت علیهم السّلام در همه دنیا آن اعتقادات و آن معارف الان دارد نفوذ میكند و بر بالای قُلل رفیعه معارف همه اینها نشسته. افتخار ما اینهاست، نه مسائل احكام ظاهری حالا فرض كنید كه دست را روی زانو بگذارید یا موقع نماز روی شكم ببندند. آن كسی كه قائل است بر اینكه زیارت عاشورا ارتباطی به امام ندارد آن شیعه است ولی این سنی است؟! آن كسی كه حدیث قلم و قرطاس را انكار میكند كه عمر در ساعت آخر حیات پیغمبر آمد و وقتیكه پیغمبر گفتند: قلم و كاغذ بیاورید تا چیزی برای شما بنویسم كه دیگر گمراه نخواهید شد. آن خلیفه دوم بلند شد آمد و گفت كه آن هذیان را برداشت گفت: ان الرجل لیهجر1 دارد میمیرد، دارد هذیان میگوید، نعوذباللَه. آنوقت آن كسی كه این قضیه عمر را انكار میكند شیعه است، آنوقت مولانا میشود سنی! آن كسی كه لگد زدن عمر را به دختر پیغمبر و تكهتكه شدن را انكار میكند او شیعه است و اینها سنیاند! آن كسی كه امام علیه السّلام را در حد یك فرد عادی كه هیچ اطلاعی بر عالم غیب ندارد و افكارش مثل افكار ما و علمش مثل علم ما است الا اینكه در بعضی از اوقات خدا به او یك عنایتی میكند حكم یك مسئلهای را برای ما بیان میكند. امام را فقط در همین حد كه نه از فردای خودش خبر دارد و نه از پس فردای خودش خبر دارد و نه از نفوس خبر دارد و نه از مسائل خبر دارد، این فرد آنوقت میشود شیعه و مولانا میشود سنی! هان؟ این است؟!
- سليم بن جَس الممالى، ج ٢، ص ٨٧٧
