
جایگاه اولیاء الهی در نظام هستی و کیفیت احاطه آنها نسبت به امور
جایگاه اولیاء الهی در نظام هستی و کیفیت احاطه آنها نسبت به امور
37میدهد كه اصلًا فرض كنید در فلان موقع حرام است، یكی فتوا به استحسان میدهد، یكی فتوا میدهد حتی در زمان خود رسول خدا هم واجب تخییری بوده، در خود زمان رسول خدا. اشكالی هم ندارد چرا؟ چون ما كه معصوم نیستیم، روایات را از اهل بیت میگیریم، بر اساس فكر و براساس آنچه را كه آموختیم و در گنجینه ذهن خود از مسائل مختلف و شواهد مختلف و قرائن مختلف جمعآوری كردیم، نسبت به یك قضیه، بعد معلوم میشود بالأخره كدام یك از اینها درست بوده بالأخره مسئله از اینها كه خارج نیست. یا واجب است یا حرام است دیگر.
اهل تسنن هم فتوا به همین میدهند. یا فتوا به وجوب میدهند یا فتوا به حرمت میدهند چه فرقی بین ما و آنها شد؟ آن هم كه همین است. در قضیه فلان آب، آب مضاف، یا اینكه ما آن را متنجس میدانیم و متأثر و منفعل میدانیم یا نمیدانیم. اهل تسنن هم همین. البته آنها كه منفعل نمیدانند. هستند در اینجا، فقهایی بودند كه آب مضاف را حتی منفعل نمیدانستند، در خیلی از مسائل، بالأخره مسئله دو طرف دارد دیگر یا این طرف یا آن طرف، پس چه شد؟ در عمل كه ما همان را انجام دادیم. در عمل همان عملی را انجام میدهیم كه اینها انجام میدهند. منتها ما این را مستند به امام علیه السّلام میدانیم آنها آن را مستند به ابوحنیفه میدانند، ولی عمل خارجی كه یكی است تفاوت نمیكند، چه تفاوتی میكند؟ امام علیه السّلام كه نیامده برای ما مستقیماً حكم را بیان بكند. امام برای شخصی بیان كرده او هم برای كس دیگری بیان كرده. آیا این روایت در آنجا تحریف شده یا نشده؟ سلسله سندش چطور است؟ خیلی ما زحمت بكشیم بتوانیم تحقیقی در این زمینه بكنیم و به آنچه را كه به نظر قریب به صحت میرسد بیاییم نظرمان ... ولی معلوم نیست همان باشد، معلوم نیست.
