
جایگاه اولیاء الهی در نظام هستی و کیفیت احاطه آنها نسبت به امور
جایگاه اولیاء الهی در نظام هستی و کیفیت احاطه آنها نسبت به امور
38پس اصل و اساس تشیع بر عمل ظاهر و احكام به روایت نیست. اساس تشیع بر اعتقاد به ولایت ائمّه است. اعتقاد به وساطت بین اللَه و بین الخلق ائمّه است، اعتقاد به امامت ائمّه علیهم السّلام است، اعتقاد به خصوصیات امام علیه السّلام و صفات امام علیه السّلام و آثار وجودی امام علیه السّلام است كه آن اعتقاد ما را در عمل منحصر در متابعت از روایت امام صادق میكند. این است، نه اینكه ما بیاییم اعتقاد به ولایت امام داشته باشیم سراغ روایت یكی دیگر برویم. همین اهل تسنن در بسیاری از روایات از امام صادق نقل میكنند، همینها چرا؟ بالاخره امام صادق را به عنوان یك فقیه كه قبول دارند و مبنایشان است. حالا آنها شیعه میشوند چون عمل كردند، نه! چرا؟ اعتقاد به ولایت ندارند.
اصل و اساس تشیع بر اعتقاد به ولایت دور میزند. این اعتقاد به ولایت از آثارش این است كه آن كلامی كه مستند به ولایت است انسان باید به آن كلام عمل كند. سراغ ابوحنیفه نباید رفت، سراغ مالك نباید رفت، سراغ آن كسی كه مخالف با امام است نباید رفت، سراغ آن كسی كه مكتبش در مقابل مكتب امام است نباید رفت. چرا این نبایدها؟ به او برمیگردد. پس تشیع آن است. نه اینكه تشیع فقط عمل كردن به روایت و احكام ظاهری و آن چند تا روایت فقهی كه از طرف امام آمده است این نیست. تشیع التزام به متابعت و جا پا گذاشتن آنجایی است كه امام علیه السّلام پایش را آنجا میگذارد. این را میگویند تشیع.
