
جایگاه اولیاء الهی در نظام هستی و کیفیت احاطه آنها نسبت به امور
جایگاه اولیاء الهی در نظام هستی و کیفیت احاطه آنها نسبت به امور
17گفتم كارت درآمد بلند شو برو توبه كن، استغفار كن و سر بر سجده بگذار و زار زار گریه كن از این غلطی كه تو كردی! چی در خودم میبینم، چی در خودم میبینم؟! منتها گوش نداد، بر همان مسیر ادامه داد كارش به جایی رسید كه این انانیت در او هی توسعه پیدا كرد، هی عظمت پیدا كرد، این نفسانیت در او تقویت شد، تقویت شد تا جایی كه در مقابل ایشان ایستاد و موجب طرد شد و بعد در آخر زمان حیات ایشان، نامههایی برای ایشان مینوشت كه واقعاً من وقتی این نامهها را میخواندم عرق شرم همینطور بر پیشانی من میآمد و من نمیدانستم كه واقعاً نامه را این نوشته یا اینكه كس دیگری نوشته است.
قضیه این است. مسئله شوخی بردار نیست. چی من استعداد دارم؟! چی قدرت دارم؟! این حرفها چیست؟! ای احمق اگر تو میرفتی به جای این حرفها این عبارتهای امام صادق علیه السّلام را در حدیث «عنوان» میخواندی و به آن فكر میكردی به این روز نمیافتادی، به این بدبختی و فلاكت نمیافتادی، گرفتار نمیشدی ... خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ الحج، ١١ این نتیجه مسئله است.
لذا امام صادق علیه السّلام میفرمایند: اولین مطلب این است كه بدانید توفیق را خدا داده است. این را من خدمت شما رفقا بگویم، آن روزی كه احساس كردید كه عمل خیرتان و قدم خیرتان به واسطه شما انجام گرفته همان آن بدانید كه زنگ خطر برای شما به صدا درآمده. آن روزی كه احساس كردید و آن لحظهای كه احساس كردید آن عمل خیری كه انجام دادید از ناحیه شما نبوده، خدا شما را توفیق داده، دنگش گرفته، این توفیق را به كس دیگر هم ممكن است بدهد، حالا آمده به شما داده دیگر. خدا خواسته كه به شما یك توفیقی بدهد. دستش درد نكند، خیلی ممنون. به قول مرحوم حاج هادی ابهری خدا بیامرزدش، میگفت خانهاش آباد، خدایا اگر لطف كردی به ما خانهات آباد، اگر هم نكردی ما بندگان توایم. آن اینطور میگفت حالا یك توفقی به ما داده، خانهاش آباد. آنوقت و آن لحظه باید بدانیم كه ها بدك نیست، مسئله در راه حركت و در راه ترقی است. خطر آنجایی است، باز تكرار میكنم، خطر آنجایی است كه اگر ما عمل خیر، كار خیر، نیت خیر، موافق با رضای الهی انجام دادیم آن را بخواهیم به خودمان نسبت بدهیم، آنجا خطر است.
