اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه اولیاء الهی در نظام هستی و کیفیت احاطه آنها نسبت به امور

14473
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

جایگاه اولیاء الهی در نظام هستی و کیفیت احاطه آنها نسبت به امور

21
  •  ساخته است. خوب كاری كرده، بسیار خُب. فلان جا این را كرده، فلان جا آن را كرده مدرسه ساخته، به ایتام كمك می‌كرده فلان كرده بسیار خُب. مردم آمدند پول دادند، این پول‌ها را هم خرج كرده. خدا خیرش بدهد، این حرف‌ها را ندارد. این حرف‌ها را ندارد.

  •  یك وقت رفته بودم، یكی از افراد تعریف می‌كرد. بعضی از اینها هم تا حدودی متوجه می‌شوند، این‌طور نیست كه همه نفهمند، نه! بزرگانی بودند كه اینها متوجه قضیه بودند. من در مشهد بودم خدمت مرحوم آقا یكی از آقایان كه فعلًا در قم حیات دارند از فضلا قم، دیگر خیلی پیر شده، هم حجره‌ای یا هم بحثی همان اوائل طلبگی مرحوم آقا بوده در قم، آمده بود پیش ایشان كه: من در ساعات آخر حیات مرحوم آیة اللَه بروجردی خدمت ایشان بودم خدا رحمتش كند مرحوم آقای بروجردی بسیار مرد بزرگی بود، بسیار مرد بزرگی بود و مردی بود كه اهل اخلاص بود. حالا بنده نمی‌گویم آن همه مراتب عالی، نه! بنده اطلاعی نسبت به آنها ندارم. ولی بالاخره وقتی كه من كارهای ایشان را كه من نگاه می‌كنم مطالعه می‌كنم در اطوار، خصوصیات، در احوال او را از بسیاری از افراد دیگر متمایز می‌بینم دیدم ایشان دارد گریه می‌كند، خوابیده، در رختخواب دارد گریه می‌كند. گفتم چرا گریه می‌كنی؟ عبارت ایشان این بود: بر عمر از دست رفته و نداشتن توشه و زاد برای آینده دارم برای این گریه می‌كنم.

  •  آنجا دیگر شوخی تمام شد. دیگر ساعات آخر است، دیگر بیا و بروها و سلام و صلوات‌ها دیگر همه تمام شده است. برای سلامتی آیة اللَه صلوات بفرستید و برای كذا صلوات بفرستید و اینها دیگر آن حرف‌ها تمام شده. اگر بقیه باور ندارند خود این بنده خدا كه دارد می‌رود كه دیگر باور دارد، این خودش دیگر می‌داند. حضرت آیة اللَه دیگر برای سابق بود آقا جان دیگر حالا نمی‌خواهد به ما حضرت آیة اللَه بگویی حضرت فلان، تمام شد. تمام! الان جناب عزرائیل است، بعد از سه ساعت دارد می‌آید تق تق در را می‌زند. آیة اللَه بودی رفت، دكتر و طبیب بودی رفت، مخترع و مكتشف بودی رفت، تاجر و بازاری بودی رفت، مهندس بودی رفت، عامی بودی رفت، عالم بودی رفت، پیر بودی رفت، جوان بودی و خردسال بودی همه تمام شد الان نوبت من است كه دارم می‌آیم! در این اتاق هیچ كس هم نمی‌تواند جلو من را بگیرد. تمام اسلحه‌های عالم را جمع كنید دور این منزل، بمب‌های اتمی كه الان خیلی سر و صدا روی این بازی‌هایی است كه نمی‌فهمیم اصلًا چه هست. همه را جمع كنید شما دور این منزل، تانك‌ها را بیاورید، كشتی‌ها را بیاورید، هواپیماها را بیاورید كه جلوی عزرائیل را بگیرید. قشنگ بلند می‌شود می‌آید در می‌زند سلام علیكم، ما از همه اینها رد شدیم از همه اینها رد شدیم و الان تنها چه داری؟ تانك‌ها به درد ما نمی‌خورد، موشك‌ها به درد ما نمی‌خورد. كشتی‌ها، بیا و ...